تبليغاتX
لحظه هایم را چگونه بگذرانم؟Tell Me

لحظه هایم را چگونه بگذرانم؟Tell Me

خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت. دکتر شریعتی

 

رمضان اسمی از اسماء الهی می باشد و نبایست به تنهائی ذکر کرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنی ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) گوش فرا می دهیم.

هشام بن سالم نقل روایت می نماید و می گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابی جعفر امام باقر (ع) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم.

امام (ع) فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامی از اسماء الله است که نمی رود و نمی آید که شیء زائل و نابود شدنی می رود و می آید، بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه رمضان را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم اسم الله می باشد، و ماه  رمضان ماهی است، که قرآن در آن نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است و همچنانکه پروردگار بزرگ عیسی بن مریم(سلام الله علیهما) را برای بنی اسرائیل مثل قرار داده است.

و از حضرت علی بن ابی طالب(ع) روایت شده است که فرمود: « لا تقولوا رمضان ولکن قولوا شهر رمضان فانکم لا تدرون ما رمضان» شما به راستی نمی دانید که رمضان چیست (و چه فضائلی در او نهفته است). واژه رمضان و معنای اصطلاحی آن رمضان از مصدر « رمض» به معنای شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل ... معنا شده است، انتخاب چنین واژه ای براستی از دقت نظر و لطافت خاصی برخوردار است.

چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیری دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش می باشد، عطشی ناشی از آفتاب سوزان یا گرمای شدید روزهای طولانی تابستان.

و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشی که پیوسته می گدازد، و سوزشش براستی جبران ناپذیر است.

در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه تر می گردد، و هرگز به یک جرعه بسنده نمی کند، و پیوسته آدمی را در تلاش خستگی ناپذیر جهت ارضای تمایلات خود وا می دارد. و در همین رابطه است که مولوی با لطافت هر چه تمامتر این تشبیه والا را به کار می گیرد و می گوید:

آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بحوشد آبت از بالا و پست

تا سقا هم ربهم آید جواب

تشنه باش الله اعمل بالصواب

زین صواب طلب بنده به کوی حق رسید

درد مریم را به خرما بن کشید

 

اما از سوی دیگر، عطش ناشی از آفتاب سوزان سیرپذیر است، و قانع کننده.

 

با آرزوی دعای خیر برای همدیگر

بدرود

عابدین

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 8:4 توسط عابدین |


از ديـدگاه روانشناسي، انسانها به دو گروه تقسيم ميشوند؛ انسانهاي برونگرا و انسانهاي درونگرا.

پايه ي اين تقسيم بندي، نحوه ي برخورد افراد با مشكلات و ناكامي هايي است كه در كار و زندگي با آن روبرو مي شوند.يك فرد برونگرا، زماني كه با يك مشكل يا ناكامي روبرو مي شود، بلافاصله به دنبال يك مقصر "بيروني" ميگردد. اين مقصر ميتواند پدر يا مادر، مدير يا همكار، معلم يا مشاور، خواهر و برادر يا دوست او باشد. گاهي هم شانس و تقدير به عنوان مقصر قلمداد ميشوند. افراد برونگرا معمولاً به اين موضوع فكر نميكنند كه خودشان "بازيگر اصلي" سرنوشت خود هستند، و خودشان هم ممكن است مقصر باشند. البته اگر آنها به موفقيت هايي برسند، اين موفقيتها را هرگز به ديگران نسبت نمي دهند.افراد درونگرا درست در نقطه ي مقابل افراد برونگرا قرار مي گيرند. هر گاه مشكل يا چالشي براي آنها پيش آيد، بلافاصله به خودشان رجوع ميكنند: آيا ديدگاه من غلط است؟ آيا طرز فكر من نادرست است؟ آيا هدف نامناسبي را انتخاب كرده ام؟ آيا راه و روش يا ابزار من نادرست است؟ آيا موقعيت نامناسبي را براي اين كار انتخاب كرده ام؟ آيا شغلي كه دارم مناسب من نيست؟ آيا اطرافيان خود را به اندازه ي كافي نمي شناسم؟ آيا در انجام وظايفم كوتاهي كرده ام؟ اين رويكرد به افراد درونگرا اجازه ميدهد كه پيوسته خودشان را زير ذره بين بگذارند و به اصطلاح "مميزي" كنند؛ در حالي كه افراد برونگرا دائماً ديگران را زير ذره بين مي گذارند و آنها را مميزي ميكنند. 


متأسفانه، شرايط هميشه به زيان افراد برونگرا تمام ميشود آنها همواره غر ميزنند؛ به همه چيز و همه كس بدبين هستند؛ حوصله ي هيچكس را ندارند؛ و بعد از مدتي منزوي و گوشه گير مي شوند. آنها نميدانند كه لزوماً نميتوانند ديگران را تغييردهند تا مطابق ميل آنها رفتار كنند. و اصلاً چرا انسان بايد به فكر تغييردادن ديگران براي منافع شخصي خودش باشد؟ 


يكي از جنبه هاي مهم يادگيري اين است كه شما بتوانيد شرايط مختلف را درك كنيد، و اگر لازم است تا حد ممكن خودتان را با شرايط تطبيق دهيد. حالا خودتان را به گونه اي واقع بينانه ارزيابي كنيد: آيا درونگرا هستيد يا برونگرا؟ اگر برونگرا هستيد، بدانيد كه بايد يك دوره ي سخت رشد و تحول را پشت سر بگذاريد. اين هم يك انتخاب بزرگ است؛ آيا آماده ي انتخاب هستيد؟

 نظر شما چیست؟!!

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 13:22 توسط عابدین |

                                              شما آن چيزي هستيد که باور دارید!!!

یکی از مهمترین چیزهایی که قادر هستید در خود ایجاد کنید، باور و اعتماد به خود است. باور و اعتماد به اینکه شما در هر زمینه از زندگیتان توانایی انجام کارهای مختلف را دارید و نباید هیچ سایه ی شک یا تردید بر این باور وجود داشته باشد. درواقع همه ی انسانها ظرفیت انجام کارهای فوق العاده در زندگیشان را دارند. اما بزرگترین مانع برای اکثر افراد، عدم اعتماد و اطمینان به خود است. برخی افراد آرزو دارند که می توانستند کارهای خاصی را انجام دهند، اما فاقد این اطمینان و باور هستند که آنها توانایی انجام آن کارها را دارند.
این باور و اعتماد به نفس است که افراد را در دستیابی به اهدافشان یاری می کند. اکثر ما امیدها و آرزوهای بزرگی در سر داریم، اما به خود اجازه می دهیم تا شک و تردید روی توانایی ها و اثربخشی ما سایه بیفکند.
همه ی ما احساس حقارت و خود کم بینی داریم، چون تصور می کنیم آنقدرها خوب نیستیم. فکر میکنیم به اندازه ی آدم های دیگر خوب نیستیم و آنقدر خوب نیستیم که بتوانیم چیزهایی که در زندگی می خواهیم را به دست آوریم. گاهي احساس میکنیم که استحقاق چیزهای خوب را نداریم. حتی اگر سخت کار کنیم و دستاوردهای زیادی در زندگیمان داشته باشیم، احساس می کنیم که مستحق این موفقیت ها نبوده ایم.
قانون جهانی باور و اعتماد می گوید که ما به هرچه باور داشته باشیم، با احساساتمان تبدیل به واقعیت می شود. ما آنچه را می بینیم باور نداریم؛ در عوض آنچه را که باور داریم می بینیم. اعتقادات و باورهای ما صفحه ی دید ما را نسبت به جهان شکل می دهد، و به هیچ اطلاعاتی که با اعتقادات و باورهایمان سازگار نباشد اجازه نمی دهیم از آن عبور کند. حتی به آن دسته از اعتقاداتمان که کاملاً با واقعیت ناسازگارند نیز اجازه ی دخول داده نمی شود، چون واقعیت و حقیقت برای ما همان باورهایمان هستند.
متداولترین و همچنین مضرترین باورها آنهایی هستند که خود محدود کننده هستند. اینها باورهایی در رابطه با خودمان هستند، مثلاً اینکه اعتقاد داشته باشید نمی توانید چیزی را به دست آورید چون آموزش یا پول کافی ندارید. ممکن است تصور کنید که نمی توانید چیزی را به دست آورید چون سن، جنسیت یا نژادتان برای دستیابی به آن مناسب نیست. اکثر این باورها صحیح نیستند، با انحال باعث عقب نشستن شما میشوند.
واقعیت این است که، شما استحقاق همه ی چیزهای خوبی را که توانایی به دست آوردن آن را از طریق استعدادها و توانایی هایتان داشته باشید، دارید. تنها محدودیت بر آنچه می توانید داشته باشید و دارید، فقدان میل و انگیزه است. اگر شما هدفی داشته باشید و برای به دست آوردن آن تلاش لازم را صرف کنید، هیچ چیز نمی تواند شما را از دستیابی به آن منع کند، فقط باید بخواهید و برای آن تلاش کنید، همین.
برای ایجاد باورهای مثبت باید دقیق تصمیم بگیرید که در آینده به کجا می خواهید برسید. هرچه در مورد نتیجه ای که می خواهید در آینده به دست آورید واضح تر تصمیم گیری کنید، برایتان آسان تر خواهد بود که عملکردها و رفتارهای خود را در کوتاه مدت تغییر دهید. و این درعوض به شما اطمینان خواهد داد که در بلند مدت به آنچه میخواستید برسید.
وقتی خیلی دقیق تصمیم گرفتید که چه نوع آدمی می خواهید باشید، اولین گام بزرگ برای ایجاد باورهای جدید را برداشته اید. برای ادغام باورهای جدیدتان با زندگیتان، باید برای خود مقرراتی تعیین کنید که در همه ی زمینه ها مثل آن فرد رفتار کنید. اگر شروع به رفتار کردن مثل آن فرد موفقی که دوست دارید بشوید کنید، به تدریج ارزشها، کیفیات و خصوصیات شخصیتی او را اتخاذ خواهید کرد و این خصوصیات کم کم جزء شخصیت شما خواهند شد.
اگر بتوانید هر روز و در همه ی موقعیت ها مثل آن فرد رفتار کنید، واکنشی زنجیره ای خواهد داشت. گرایشات و حالت هایتان تغییر خواهد کرد و مثبت تر خواهد شد. همین مسئله باعث ایجاد باورهایی نیرومندتر و مثبت تر خواهد شد. و این باورهایتان بعدها تاثیری مثبت بر روی ارزشهایتان خواهد گذارد.
شما هیچ محدودیتی در توانایی هایتان ندارید، مگر آنهایی که خودتان به آن اعتقاد دارید. افراد موفق افرادی غیرعادی و خاص نیستند. هیچ فرقی با شما ندارند، تنها تفاوت آنها این است که باور دارند که قادر به انجام هر کاری هستند. شما خوب هستید. و از امروز به بعد خود را به بهترین شکل ممکن بینید و هیچ محدودیتی برای امکانات و توانایی هایتان قائل نشوید. وقتی چنین باور و اعتمادی را در خود ایجاد کردید، و برطبق باورهایتان رفتار کردید، آینده تان نیز نامحدود خواهد بود.

+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:34 توسط عابدین |