تبليغاتX
اتاق روشن اندیشه ام

اتاق روشن اندیشه ام

خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت. دکتر شریعتی

 در عصری زندگی می کنیم که چرخ زندگی حتی نسبت به یک دهه قبل با شتاب فزاینده ای در حال گذار است، در این دوران تنها چیزی که می تواند این شتاب را با ما همراه و یا حداقل فهم نماید علم و آگاهی است.

در عصر صفر و یک کسی موفق تر است که روح علم و علم گرایی اش بر تمامی قاعده های زندگی اش حکم فرما باشد و همواره با کتاب مانوس باشد. آن روی سکه دردی بزرگتر از این که افراد با کتاب و کتابخوانی غریبه باشند وجود ندارد و لاجرم بیشترین خسارت نیز از همین بی رفاقتی با کتاب خواهند دید.

بر اهمیت کتاب و کتابخوانی آنقدر توصیه شده است که اولین خطاب پروردگار به رسولش این است که بخوان
!  و در اولین سوره یی که بر پیامبر نازل کرد از قلم به نیکی یاد شده است. اقرا و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم.

در این شرایط کتابخوانی نه تنها بصیرتمان را فزون می کند بلکه از بند تاریکی کوته فکری رهایمان می کند و از اسارت کج فهمی ها و ناملایمات زندگی آزادمان می کند و سرانجام بهترین غذا برای فکر و روحمان و همچنین بهترین وسیله برای آراستن شخصیتمان است.

بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با پیام «ربع قرن جهاد فرهنگی»از 13 تا 23 اردیبهشت‌ در مصلی بزرگ امام خمینی (ره) برگزار می شود و شاید این فرصتی باشد تا افراد با نگاهها و علایق گوناگون کتابهای مورد علایقشان را به خانه ببرند. به قول بزرگی هر کسی کتابی را به خانه ببرد، دانشمندی را به خدمت گمارده است.

  اما اینجا یک امای دیگر وجود دارد و آن اینکه متاسفانه در شرایط موجود کتاب هنوز برای مردم یک  کالای اختصاصی است. قطعاً کمتر کسی است که پی به ارزش و فضل کتاب نبرده باشد و آن را مایه برکت دین و دنیای خود به حساب نیاورد.

سخن را کوتاه کنم، امیدوارم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شرایط و بستر خوبی برای نویسندگان، مترجمان و فراهم آورندگان کتاب مهیا نمایند تا هم آنها بدون دغدغه این کار ارزشی و ارزشمند خود را ادامه دهند و هم اینکه قیمت ها به گونه ای باشد که قشر ضعیف جامعه از نظر مالی توان خرید کتاب داشته باشند تا بتوانند از این غذای فکر و روح به نحوی مطلوب بهره مند شوند.

پس بيائيم با يار مهربان، مهربان تر باشيم و نامهرباني نكنيم.

بدون شک مردم شریف ایران زمین با میراث غنی فرهنگی که دارند دعاگویتان خواهند بود و در پایان بر خود لازم می دانم تشکر صمیمانه و قلبی ام  را از نویسندگان و کسانی که در آگاهی دادن سبد دانایی مردم سهم دارند ابراز دارم و دستان دست به قلمشان را می بوسم و گرامی می دارم.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 15:42 توسط عابدین عابدی زاده |
فاطمه، يك “زن” بود، آن‌چنان كه اسلام مي‌خواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود. وي در همه‌ي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود. مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش. مظهر يك “همسر” در برابر شويش. مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش. مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش. وي خود يك “امام” است، يعني يك نمونه‌ي مثالي، يك تيپ ايده‌آل براي زن، يك “اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه مي‌خواهد “شدن خويش” را خود انتخاب كند. او با طفوليت شگفتش، با مبارزه‌ي مدامش در دو جبهه‌ي خارجي و داخلي، در خانه‌ي پدرش، خانه‌ي همسرش، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ مي‌داد. نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند. در ميان همه جلوه‌هاي خيره كننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظيم علي است. او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي‌نگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش. این است كه علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را. پس از فاطمه، علي همسراني مي‌گيرد و از آنان فرزنداني مي‌يابد. اما از همان آغاز، فرزندان خويش را كه از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا مي‌كند. اينان را “بني‌علي” مي‌خواند و آنان را “بني‌فاطمه”. شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم كه او را به گونه‌ي ديگر مي‌بيند. از همه‌ي دخترانش تنها به او سخت مي‌گيرد، از همه‌ تنها به او تكيه مي‌كند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش مي‌گيرد. نمي‌دانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟ خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي، از “مريم” سخن مي‌گفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه‌ سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده‌اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌هاي مريم را بيان كرده‌اند. هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه‌شان را به كار گرفته‌اند. هزار و هفتصد سال است كه همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي‌هاي اعجاز‌گر كرده‌اند. اما مجموعه‌ گفته‌ها و انديشه‌ها و كوشش‌ها و هنرمندي‌هاي همه در طول اين قرن‌هاي بسيار، به اندازه‌ اين كلمه نتوانسته‌اند عظمت‌هاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر عيسي است”.

و من خواستم با چنين شيوه‌اي از فاطمه بگويم. باز درماندم: خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه‌ي بزرگ است. ديدم فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد (ص) است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست. نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست. فاطمه، فاطمه است.
منبع: کتاب زن از دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 15:35 توسط عابدین عابدی زاده |
در پست قبلي مطلبي تحت عنوان "حقوقمان به ريال شده، خرجمان به دلار" در خصوص شرايط اقتصادي و گراني موجود نوشتم و در بطن متن از  وضعيت كرايه تاكسي نيز گلايه كردم و گفتم كه "كرايه تاكسي نيز داستان غريبي دارد، و از نعل كردن كفش هايم به مانند سم اسب سخن راندم و از شوخي پزشك معالجم كه گفته بود پياده روي را بر تاكسي ترجيح مي دهم گفتم" البته با توجه به نسخه پزشك معالجم كه مرا به پياده روي و ورزش جهت درمان بيماري ام (مشكلات اقتصادي ام) تاكيد كرده بود احترام گذاشتم و عمل كردم و در نهايت مجبور شدم عليرغم ميل باطني ام چوب حراج به خوش ركابم بزنم و آن را فروختم و ديگه خيال خودم را از بالا رفتن قيمت بنزين راحت كردم، ميخواد 1000 بشه ميخواد 2000 بشه، تفريح هم بي مسافرت، ميشينم تو خونه آي كتاب ميخونم! خسته هم كه شدم يه دوش آب سرد مي گيرم و دوباره آي كتاب مي خونم! آنقدر مي خونم تا يه نيمكره مغزم دود كنه، حداقل يه ذره فهمم از زندگي بيشتر بشه و همچنين شناخت از خودم و دنياي اطرافم نيز بيشتر. راستي تا يادم نرفته يه سوال خدمتتون داشتم و آن اينكه من خيلي خيلي عاشق رالي ام، اما ماشين ندارم، بايد چيكار كنم؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 14:23 توسط عابدین عابدی زاده |

 اين روزها در هر محفلي كه مي روم سخن ازحكايت نازيياي گراني است، دوستي مي گفت ياد آن روزها به خير كه نان را به راحتي می خریدم و با قدم هاي محكم و استوار به سمت منزل مي بردم ولي اكنون تا چشمم به نانوايي مي افتد قلبم تند تند ميزند و قبل از آنكه تصميم بگيرم در صف بايستم، جيب هايم را وارسي مي كنم. بازم يادش به خير،  با 100 تومن چند تا نون گرم مي گرفتم و چند تا هم بشكن مي زدم تا مي رسيدم به خونه، ولي الان بايد چند صد تومن باشه تا بتونم يه دونه نون داغ بگيرم. سبزي، ميوه و گوشت و ما بقي كالاها كه ديگر جاي خود دارد، جزء كالاهاي تجملاتي شده (بسنده مي كنم به ديدن تصاويرشان).

 كرايه تاكسي نيز داستان غريبي دارد، بازم اين روزها كفش هايم را به مانند سم اسب نعل مي كنم و پياه وري را بر تاكسي ترجيح مي دهم(دستور اكيد پزشكه: پياده روي و ورزش براي سلامتي خيلي عاليه) نيت من هم همينه، به دستور پزشك احترام ميگذارم.

 بگذريم، خوش تراز اين ايام، ايامي نديدم، رقص قيمت ها و گراني زبانم لال فرياد مي زند، رقص و جولان قيمت هاي سبد كالاي خانواده كه ديگه خيلي ناموزن شده!! خجالت هم نمي كشه. راستي تا يادم نرفته يواشكي جهت اطلاع آقا پسرهايي كه قصد خير دارند يه مطلب عرض كنم، فكر كنم به زودي مهريه خانم هاي محترم به جاي سكه به سبد كالا خانواده تغيير كنه، مثلاً به جاي 1000 سكه مهريه، 1000 سبد كالاي خانواده مهريه ميذارند(با عرض پوزش از خانم هاي حساس و محترم).

متاسفانه اين غول گراني آنقدر بزرگ شده كه حتي آدم هايي كه خودشان از نظر مالي غول شده اند را نيز داره مي بلعه، چه برسه به من نهيف. آری عزیزانم، حقوقمان به ريال شده و خرجمان به دلار. نکته ی جالب موضوع این است که گرانی های اخیر و تورم بی سابقه ی موجود، توسط خود مسئولين نیز بیان شده و به آن معترف بوده اند. حتی شخص رئيس جمهور محترم نیز بر آن صحه گذاشته است.  انتقاد اخير معاون اول محترم رئيس جمهور در خصوص گراني بي دليل برخي!! از كالاهاي اساسي نيز بر تعجبم افزود و اينكه در اسفند 90 اعلام كرد تا چند روز دیگر گشایش بزرگ ارزي حاصل می‌شود كه هم شما تعجب می‌کنید! و هم ديگران! من كه كماكان منتظر شنيدن صداي اين بمب ناباوري هستم، تا الان كه نزديك به 2 ماه از آن خبر گذشته  صدايي نشنيدم، شايد هم صدا مافوق صوت بوده و از توان شنيدن گوش من خارج و يا شايد هم منظور دوستان همين گراني سال جديد بوده و ما با سوءتفاهم متوجه منظور عزيزان شده ايم.

 به هرحال قيمت ها نسبت به سال گذشته ... برابر و نسبت به دو سال گذشته بازم ...... برابر شده، نرخ ترم هم كه بالاخره معلوم نيست چقدره، هر كس يه نرخي مي ده، البته ديگه داد همه درآمده، تلويزيون هم اين روزها انتقاد  واعتراض اكثر مراجع عظام تقليد نسبت به دولتمردان درخصوص گراني موجود را گزارش مي دهد. اخيرا نيز حضرت آيت الله نوري همداني از اين وضعيت گلايه كرده و يادآور شده كه توجه به معيشت مردم امري مهم، لازم و حياتي است و مسئولان بايد توجه ويژه به اين نكته داشته باشند تا مردم بيش از اين دچار مشكل نشوند. به سهم خود از اين بزرگواران تشكر مي كنم و همچنين به عنوان يك شهروند ايراني از متوليان امر درخواست عاجزانه دارم كه جلوي اين آفت گراني كه جزء‌ آفات زندگي اجتماعي  است و در پي آن فقر مي باشد گرفته شود چرا كه با وجود انبوه نعمت های خدادادی، همه انسانها می بایست به طور طبیعی توان برآوردن حداقل نیازهای ابتدایی خود را داشته باشند.

خداوند درسوره فجر(آيه 16) یکی از پيامدهاي فقر و تهیدستی را تغییر در فضای فکری انسانها از مسیر درست معرفی می کند؛ زیرا فقر موجب بدگمانی به خداوند و نعوذبالله  لب گشودن به اعتراض و گلایه نسبت به اوست.

از  از این رو درهر جامعه ای اگر فقر وارد شود از همان راه کفر نیز داخل شده و ایمان را فراری می دهد؛ در چنين جامعه اي آدم فقير قادر به برآورده نمودن ابتدايي ترين نيازهاي خويش نمي باشد. بر اين اساس گفته شده است: کاد الفقر ان یکون کفرا؛ نزدیک است که فقر به کفر منجر شود.

در پايان اميدوارم با شعار زيباي مقام معظم رهبري در سال ۱۳۹۱ «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني»  بتوانيم ايراني آباد و پيشرفته با مجاهدت اقتصادي و حضور جهاد گونه دولت در كنار ملت در  تمامي عرصه‌ها داشته باشيم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 17:40 توسط عابدین عابدی زاده |
تهران هم جزوشون هست. میتونید دمای هوا رو با پایتخت کشورهای دیگه مقایسه کنید

This attachment keeps up with the time and temperatures in major cities around the world. It is useful attachment to save in your files. It even displays error, when the signal is not properly updated. Very Interesting!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 17:43 توسط عابدین عابدی زاده |

... پشت چراغ قرمز پسرکی با چشمان معصوم و دستانی کوچک گفت: چسپ زخم نمی خواهی؟ پنج تا، صد تومن!!    آهی کشیدم و با خود گفتم : تمام چسپ زخم هایت را هم که بخرم، نه زخم های من خوب  می شود نه زخم های تو ...

امیدارم که در سال ۹۱ نه زخمی باشد نه چسپ زخمی

بهاران جلوه ای از جمیل بی همتا و نعمتی از نعیم کبریاست، جمال جمیلش را سپاس و نعمت وسیعش را شکر که محول الاحوال است و ارمغانش احسن الحال. سالتون خوش.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 23:39 توسط عابدین عابدی زاده |
  در جدول زير ضرب المثل هاي پارسي  بر اساس حروف الفبا دسته بندي شده اند که شما عزيزان علاقمند به آشنايي هر چه بيشتر زبان پارسي مي توانيد با کليک روي هر حرف ضرب المثل هايي که با همان حرف انتخابي شما شروع ميشوند را مشاهده و مطالعه فرمائيد.
 
 
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 12:7 توسط عابدین عابدی زاده |
جهان بشر هميشه آبستن تحولات و حوادث بي شماري بوده و خواهد بود و هر كس با توجه به نوع نگاه و ديدگاه خويش دريافت هاي متنوع و متفاوتي از اطرف خود دارد.
ما آن چيزي را بهتر مي توانيم بفهميم كه ضد آن را فهميده باشيم، خوبي زماني براي ما قابل تشخيص و فهم است كه بدي را درک کرده باشيم. در حوزه نظريه ها، اگر از نظريات ديگران بي خبر بمانيم، از فهم عميق همان نظريه خود نيز محروم خواهيم شد. با اين مقدمه به اين نكته مي رسيم كه جامعه با تعريف و تمجيد بدون نقد و انتقاد نمي تواند توسعه يابد و در چنين فضايي شعاع ديد و بينش ما نيز در سيطره افكار و انديشه ها کم خواهد شد و بالعكس.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 12:0 توسط عابدین عابدی زاده |

"با حسين از يا حسين يك نقطه كم دارد ولي .....يا حسين گفتن كجا و با حسين بودن كجا"

دكتر شريعتي

الهي توفيقمان ده تا با ياحسين گفتن با حسين شيم


فرارسیدن ماه محرم و ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را خدمت تمامی شما سروران گرامی خصوصا وبلاگنویسان عزیز عرض تسلیت دارم.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 10:12 توسط عابدین عابدی زاده |

به نام خداوند جان و خرد      کزین برتر اندیشه بر نگذرد

باز هم مهر مدرسه، مهر آموختن، مهر آموزش، مهر بیداری، مهر خرد و دانایی، مهر مهربانی، مهر مهرورزی، مهر شعر و شعور، مهر تلاش و فداکاری، مهر زدودن جهل و نادانی، مهر عشق و ایثار، مهر اندیشه، آری اگر عشق به امروز و فردای بهتر نبود هرگز واژگان، لباس معنا به تن نمی کردند و در زیر هجوم قرن ها اندیشه و پژوهش، قلم شانه خالی می کرد.

مهر در ذهن همه ما تداعی کننده زایش رقص شعله های دانش و هلاک جهل و نادانی است. مهر می آید تا از خواب خفته بیدارمان کند؛ در این بیداری اگر فکر بزرگ باشد در پی آن هدف می آید در غیر این صورت در باتلاق آرزو می ماند، پس کسی سود می برد که بهره وری اش را از علم بیشتر نماید تا در میان دانایی و نادانی نماند. پس بیائیم کتاب را نخوانیم که بخوابیم بلکه آن را بخوانیم تا بیدار شویم و با خود بخوانیم: از فقر(فکری، مادی) بیزارم! آن را نه تحسین می کنم و نه محترم می شمارم.

با این امید که مهر 90 به مانند مهرهای گذشته تلنگری باشد به ذهن خسته مان تا بار دگر زندگی را از بستر افقی خارج نمائیم و به قول فرزانه ای به جای اندیشیدن به طول زندگی به عرض آن بیاندیشیم. رسیدن به موفقیت کوشش و تلاشی شعفناک اما مستمر و آرامی را می طلبد و سرانجام با دقتی حیرت انگیز این تلاش و پشتکار به خودمان باز می گردد، هر چند ریشه های این زحمت و تلاش برای کسب تحصیل و علم تلخ باشد اما بی شک ثمره اش بسیار شیرین و دلپذیر خواهد بود.

اکنون که  فرصت تولد دوباره مان را بر بستر آگاهی و خرد آغاز نموده ایم  و از پوسته کهنه و قدیمی خویش بیرون آمده ایم، دیگر نگران ندانستن هایمان نیستیم و بیشتر به دانستن عشق می ورزیم، زیرا با نگاهی ژرف و عمیق به زندگی در می یابیم که دانستن، حاصل خواندن است و فهمیدن حاصل فکر کردن.

آری ما آمده ایم تا فرایند زندگی را جهت دار و هدفمند کنیم و به خوبی می دانیم که با ارتقاء و تعالی افکارمان می توانیم به چکاد رفیع آگاهی برسیم و این شعر زیبا را بر روی پرچم زندگی مان بنویسیم؛
درخت تو گر بار دانش بگیرد                                               به زیر آوری چرخ نیلوفری را

+ نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1390ساعت 20:30 توسط عابدین عابدی زاده |

 انتظار می رفت که مناطق آزاد و صنعتی (خصوصاً منطقه ويژه انرژی پارس) جايگاهی برای جذب سرمايه گذاری ، ايجاد کارخانجات ، صنايع پائين دستی پتروشيمی و جذب سرمايه های خارجی جهت ايجاد اشتغال باشد ولی متأسفانه علی رغم اعلام مديران ارشد نفت و رسانه ها دال بر اينکه اکثر پروژه های پارس جنوبی توسط توليدکننده ها و پيمانکاران داخلی اجراء گرديده ، واقعيت نبوده و حتی کالاهایی که نياز به تکنولوژی خاصی ندارد و توليدکنندگان داخلی قابليت انجام آن را دارند از جمله (Steel structure) اسکلت فلزی ، برجهای فراورش Process Towers) ، Vessel، (Drum و مبدلهای حرارتی (Exchangers) و ديگر تجهيزاتی که قابل ساخت توسط توليدکنندگان ايرانی است به شرکت هايي مانند (Hanmaek )هانمائک کره در فازهای (9,10 & 15،16 ،17,18 & 20,21 و ...) واگذار گرديده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 23:18 توسط عابدین عابدی زاده |

جامعه شناسان!

امید جامعه امروز ایران به تخصص و دانش شماست؛ آیا بار این وظیفه انسانی را بر دوش خود حس نمی کنید؟!

 اگر در خيابان آينه ماشين تون به آينه ماشين بغل دستي برخورد كرد شيشه را پائين نكشيد و يا حتي پشت چراغ قرمز هم نايستيد(فرار را بر قرار ترجيح دهيد).... نمونه ای از جرم جامعه ما.

به زغم من وقتي جرمي در جامعه اتفاق مي افتد حاكي از ضعف عملكردهاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه است كه منجر به ناامني در جامعه مي شود و اين ناامني تك تك افراد جامعه را تهديد مي كند و ديروز مرحوم داداشي و امروز من و فردا شما قرباني چنين خشونت هايي می شويم. چند سالي ست هر از چند گاهي در نقاط مختلف كشور جنايت هاي هولناكي اتفاق مي افتد كه دل هر انسان با وجداني به درد مي آيد. بدون شك اين اتفاقات نشانه و علامت خوبي براي نشاط روحي و رواني جامعه نخواهد بود و دست ياري جامعه شناسان و  دانشمندان علوم اجتماعي را مي طلبد تا با همفكري و ارائه راهكارهاي اساسي نسخه اي جهت بيماري هاي اجتماعي جامعه بنويسند.( البته نه نسخه اي كه منجر به تشديد بيماري شود)...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 15:37 توسط عابدین عابدی زاده |

علم بهتر است یا ثروت؟ / اولویت با اقتصاد است یا علم

برای همه‌ی آنها که در طلب علم و آگاهی‌اند تا به مرزهای قراردادی امروز منحصر نمانند!

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع انشاء: علم بهتر است یا ثروت / اولویت با اقتصاد است یا علم

دانش آموز:

...اکنون قلم بر کاغذ می گذارم و انشای خویش را آغاز می کنم. به نظر من علم بهترين ثروت می باشد و با كسب علم و دانش ضمير ناخودآگاه ما براي پاسخ به ناشناخته ها مهيا مي شود، اما ثروت تمام می شود و علم... 

(صدای کف و سوت بچه های کلاس به گوش می رسد)

 خانم معلم: برو بنشین سر جات و وقتی بزرگتر شدی ...

معمولا هر دانش آموز ایرانی در دوران ابتدایی و راهنمایی به کرات در خصوص "علم بهتر است يا ثروت" انشاء نوشته است....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 15:6 توسط عابدین عابدی زاده |

سپاسدار خداوند عشق 

 آب زنيد   راه  را  هين    که  نگار   مي  رسد                       مژده   دهيد   باغ   را   بوي  بهار  مي رسد

باغ   سلام   مي   کند   سرو   قيام      مي کند                  سبزه  پياده مي رود ، غنچه  سوار مي رسد

 در آستانه بهار دل انگيز، رستاخيز عظيم طبيعت و آغاز سال نو هستيم و سال رفته را(89) با تمام پیمودنی هایش پیمودیم و سعی مان در رسیدن بود تا نرسیدن، حال اگر نرسیدیم هم، جای سرزنش نیست مهم این بود که سعی کردیم.

صیفی را با تمام گرمای ش و آلودگي هاي مضاعف ش در کنار هم و با همدیگر گرم بودیم وبا گذر از صیف و آمدن پائیز، روح و جانمان در پی  آمدن خزان خریف از داغی صیف و رسوب های مانده از داغی و هواي آلوده اش، به واسطه پالایش خزان کردیم و پذیرای ترنم ترانه باران زمستان شدیم و ابرهای شتاء نیز به متمم پائیز درآمدند و اكسيژني مضاف به ريه هاي مان روانه كردند و صدالبته به لطف هدفمند شدن يارانه ها و افزايش نرخ تعرفه هاي گاز و ... خاموش ماندن سيستم گرمايش، ويروس سرماخوردگي مهمان خانه هاي مان شد تا آدالت كلد و استامينوفن ها ديگر در يخچال ها نمانند، به هر حال گذشت و ما نيز مثل هر سال با انسان دوستی هر چه بیشتر كه از خصوصيات بارز هر ايراني مسلماني است آمدن ربیع را به هم مژده  مي دهیم. به اميد شادي و سربلندي در سال جديد

در ادامه به مناسبت سال نو سرود زیبای آب زنید راه را باصدای زیبای زنده یاد محمود عليقلی و ترانه كودكانه زنده ياد فرهاد آماده ی دانلود کرده ام.امیدوارم لذت ببرید

 دانلود ترانه آب زنيد راه  شعر از مولانا                                       دانلود ترانه كودكانه فرهاد

متن سرود «آب زنيد راه را» و «كودكانه زنده ياد فرهاد»  در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 10:2 توسط عابدین عابدی زاده |

شوخی شریفیان با افراد سفارت سوئد/ ویزای سوئد گروه لیان را باطل نکنید.

هر چند از موسیقی چیزگروه موسيقي ليان زیادی نمی دانم ولی امشب برای اولین بار به لطف دوست عزیزم نیما به تئاتر شهر رفتم تا از نزدیک شاهد اجرای زیبای گروه موسیقی بوشهری لیان باشم. گروه موسیقی محلی بوشهری به عنوان تنها گروه موسیقی نواحی ایران به بیست و ششمین جشنواره موسیقی فجر دعوت شده است که این نشان از اصیل بودن این موسیقی در بوشهر و همچنین نشان از توانایی در معرفی کردن این موسیقی توسط جوان خوش لهجه بوشهری محسن شریفیان که خود نیز موزیسین و آهنگساز و سرپرست این گروه را بر عهده دارد می باشد.

یکی از کارهای شریفیان در سریال مختارنامه مورد استفاده قرار گرفته که یکی از سبک های موسیقی مذهبی بوشهر می باشد.

امشب محسن از موسیقی بوشهر اینگونه می گفت: بر این عقیده ام که کنسرت گروه لیان باید به شکلی متفاوت تر از قبل عرضه شود و هدف ما نیز این است که موسیقی و حرکات آئینی رایج در استان بوشهر ارائه دهیم.

شریفیان می گفت بهتره که موسیقی محلی و سنتی حفظ شود و نگذاریم با بدعت گذاری موسیقی را به بی راهه بکشیم، اینطوری هم موسیقی و هم جامعه سالم تر خواهد ماند و  جوانان گرفتار موسیقی های منحرف نخواهند شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 0:52 توسط عابدین عابدی زاده |

هشت سال هشت رمانسيد احمد خليلي نويسنده هشت رمان ...

سی ام فروردین 88 مطلبی با موضوع" سید احمد خلیلی رمان نویس زندانی و 4 کتاب منتشر شده اش، بریده روزنامه اعتماد ملی ص 8" در یکی از پست های وبلاگم آوردم. در دوم خرداد همان سال روزنامه همشهری  مطلبی به قلم حمیدرضا امیدی سرور تحت عنوان"پنجره ای به سوی آزادی"  منتشر نمود.

آری سرانجام این پنجره باز شد و سید نویسنده بعد از هشت سال، امروز مورخ 16 بهمن 89 ساعت 6 بعد از ظهر آزاد شد. لازم به ذکر است که سید احمد به ۲۱ سال زندان محکوم شده بود که سرانجام با تلاش های همه عزیزان، مسئولین و اصحاب فرهنگ و هنر مورد عفو قرار گرفت.

سید احمد در طول هشت سال زندان 8 رمان (سالی یک رمان) نوشت که هم اکنون این رمان ها در بعضی از کتابفروشی ها کشور به فروش می رسد. امیدواریم که این جوان ارزشی در آینده بتواند با آثاری که خلق می کند ارزشهای خود را بیش از پیش خلق نماید.

روزنامه همشهری در مورد خلیلی می نویسد....در ایران نیز همانند دیگر کشورها، در سال‌های دور و نزدیک نویسندگان گوناگونی بوده‌اند که روزهای زندان خود را صرف نوشتن کرده‌‌اند یا به شرح آنچه بر آنها گذشته پرداخته‌اند یا اینکه  کتاب‌هایی را در حوزه‌های مختلف به رشته تحریر درآورده‌اند. برخی از اینان نیز پس از دوران زندان یادداشت‌های زندان خود را تنظیم کرده و به نگارش آثاری در این زمینه پرداخته‌اند؛ هرچند که در این  میان آن دسته از نویسندگانی که در زندان به خلق کتاب‌های خود پرداخته‌اند،‌کمتر در حوزه ‌ داستان فعال بوده‌اند یا اینکه اگر بوده‌اند نیز آثار چندان توجه برانگیز و پر سروصدایی  ارائه نکرده‌اند. به هر تقدیر صرف همین که این نوع زندانی‌ها به جای اتلاف وقت و به بطالت سپری کردن این سال‌ها دست به کار نوشتن یا خواندن برده‌اند خود غنیمتی است.

به هر تقدیر یکی از کسانی که در سال‌های اخیر  در روزهای سخت زندان دست به کار داستان‌نویسی شده و دوران تلخ زندان را صرف نوشتن می‌کند نویسنده جوانی است به نام سیداحمد خلیلی که بسیار هم پرکار بوده است. به این اعتبار برخلاف بسیاری از زندانیان که این دوران را به بطالت تلف کرده یا حتی درگیر انحرافات می‌شوند، خلیلی یکی از بهترین روش‌ها را برای بهره گرفتن از اوقات فراعتی که به دست آورده برگزیده است و به کار خواندن و نوشتن مشغول است؛ کاری که احتمالا پس از پایان دوران محکومیت خود نیز دنبال خواهد کرد.

سیداحمد خلیلی 33سال دارد و در شهرستان جم از استان بوشهر به دنیا آمده است. طبق آنچه وی در معرفی خود در ابتدای کتاب‌هایش نوشته است، در خانواده‌ای فرهنگی رشد کرده است....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 21:8 توسط عابدین عابدی زاده |

فرارسیدن ایام محرم الحرام و شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفایش را  به همه دوستدرانش تسلیت عرض می نمایم.

محرم که میاد در گوشه و کنار این عالم خاکی یاد و نام بزرگ مردی به همراه یاد و نام یاران وفادارش را گرامی می دارند. حسینی که نامش، کلامش که فرمود: "اگر دین ندارید آزاده باشید" هنوز بر فراز قله انسانیت می درخشد و کدامین انسان را می  شناسی که  به این صفت عشق نورزد؟!! به یاد دارم هر از گاهی که با دوستان ایتالیایی ام در مورد انسانیت و مذهب سخن به میان می آوردیم و من نیز این جمله امام  حسین(ع) که فرموده بود اگر دین ندارید.... بیان می کردم به تاملی عمیق فرو می رفتند، جای بسی تعجب نیست!! چرا که کیست که به گوینده این کلام انسانی و خود کلام عشق نورزد؟؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 22:30 توسط عابدین عابدی زاده |

 "خدایا کلماتم آزاد و رها روی موجهای نقره ای نشسته اند و با ابرها احوالپرسی می کنند. دلم می خواهد وقتی باران ، دست و روی ایران را می شوید،  بوی گل سرخ در سرتاسر ایران فرا بگیرد و کسی در یک کوچه بن بست، پنجره خانه اش را باز کند و اسم اعظم تو را به من بگوید."
چند هفته ایست در آسمان تهران پرنده ای پر نمی کشد، قارقار کلاغی به گوش نمی رسد، هوا پر از دود و سیاهی، نفس کشیدن دشوار.

منواکسید کربن، دی اکسید نیتروژن، دی اکسید گوگرد، ازن و ذرات معلق چه جولان و رقص و طنازی  راه انداخته اند....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 15:31 توسط عابدین عابدی زاده |

آموزش و حرفه ای شدن به همراه تخصص لازم در عرصه هاي علمی و کاربردی نیاز به دانش فراگیر و روزافزون دارد و این نیاز در دهه اخير با توجه به تغييرات پيشرفته در تكنولوژي امری اجتناب ناپذیر و لازمه زندگی است.
عمر کوتاه انسانها و زندگی پرتلاطم و ماشینی امروز....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 17:6 توسط عابدین عابدی زاده |

وبلاگ پدیده دهه هشتاد ایران

...در پست قبل به موضوع اینترنت و تاثیرات آن در جامعه ایرانی پرداختم در این پست قصد دارم به طور خلاصه و کوتاه به پدیده دهه هشتادی ایران یعنی وبلاگ بپردازم، هر چند گستردگی و تاثیرگذاری و اهمیت وبلاگ در فضای مجازی و واقعی جامعه بر کسی پوشیده نیست ولی اگر جهت دهی این فضا بر خلاف ارزشهای انسانی و اخلاقی جامعه باشد می تواند علاوه بر آلوده کردن فضای مجازی، تاثیر منفی نیز بر فضای واقعی جامعه بگذارد.

وبلاگ، فضای مجازیی در کهکشان لامتناهی دنیای سایبر، با توجه به ویژگی های منحصر به فردی که داراست توانسته بر مقوله های مهمی چون فرهنگ، اجتماع، مذهب، هنر و بیشتر از همه بر فضای سیاسی چند ساله اخیر ایران تاثیر به سزایی بگذارد.

تاریخچه و تولد وبلاگ به اوایل دهه 80 برمی گردد شاید به جرات بتوان گفت قبل از این دهه حتی نام آن به گوش هیچ ایرانی نرسیده بود. در شانزدهم شهریور 1380 سلمان جریری فارغ تحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف اولین وبلاگ فارسی زبان را ایجاد کرد.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 14:43 توسط عابدین عابدی زاده |

اينترنت (ايميل و چت)

دنياي اينترنت با ماهيت جديد رسانه اي كه در دنياي كنوني از خود نشان داده تفاوت هاي بارزي با ديگر رسانه هاي سنتي دارد. اين رسانه مادر و دربرگيرنده رسانه هاي ديگر است. اينترنت با گستره اي همه جانبه، منجر به تغييرات اجتماعي متفاوتي در جامعه بالاخص در قشر جوان كه بيشترين كاربران اين رسانه مجازي اند شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 15:17 توسط عابدین عابدی زاده |

سلام دوستان، قصد دارم شناسنامه جدیدی برای وبلاگم بگیرم، با توجه به اینکه  به نظر" لحظه هایم را چگونه بگذرانم" اسم مناسبی نباشد لذا چند نام جدید انتخاب کردم که در ذیل آورده شده و مایلم شما دوستان بهترین نام را انتخاب کنید و اگر نام خاص دیگری مد نظرتون هست کامنت بذارید و راهنمایم باشید تا این وبلاگ با نام دیگری تغییر دهم.

و اما انتخاب های خودم

نشتی افکارم یا اندیشه ام؛ تغذیه افکارم یا اندیشه ام؛ من و افکارم یا اندیشه ام؛ دیباچه افکارم یا اندیشه ام؛ آخرین برگ افکارم یا اندیشه ام؛ اتاق سفید افکارم یا اندیشه ام؛ خویشتن خویشم؛ زورق اندیشه ام یا افکارم؛ ترنم  اندیشه ام یا افکارم؛ دیوار نوشته هایم .

و ..... انتخاب های شما.... منتظر نظر شما عزیزان هستم

سپاس فراوان عابدین

*****************************

با تشکر از دوستاني كه كامنت گذاشتند.( امروز مورخ (۲۷ مرداد ۱۳۸۹) شناسنامه وبلاگ از نام "لحظه هایم را چگونه بگذرانم؟" به نام جديد" اتاق روشن اندیشه ام" تغییر  کرد...

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 18:23 توسط عابدین عابدی زاده |

امروز روز خبرنگار است، روزي كه شايد خيلي از اين خبرنگاران خيلي مايل نباشند روزشون را بهشون تبريگ گفت، شايد به خاطر اين باشه كه اون دغدغه ها و نگراني هايي كه در خصوص توسعه كشور و شهرشون توي اذهانشون بوده كماكان پابرجاست من در اين جا مايلم يكي از اين نگراني عزيزان خبرنگار در ایران که عدم اشتغال و بیکاری افراد جامعه است را در چند خط واكاوي كنم و خيلي ساده بگم  كه بيكاري معضلي است كه اگر به اشتغال تغيير چهره ندهد هزينه هاي بيكاري اش بر جامعه و سرمايه اجتماعي به مراتب بيشتر از هزينه هاي اشتغالش خواهد بود.

خوب طبيعي ديگه شايد ملموس ترين چيزي كه خبرنگار بتونه درك كنه مسائل و مشكلات مالي و سفره های بی آب و نان اقشار فقیر جامعه باشه که از نتایج عدم اشتغال و بيكاري جوانان و ... است. چون بيكاري علاوه بر گسترش فقر و ادبار، اعتياد، قانون شكني و بزهكاري در نسل جوان را گسترش مي دهد و امنيت انساني و اجتماعي جامعه نيز به خطر مي اندازد و به موازات گسترش ناامني ها، هزينه هاي انتظامي و امنيتي كشور بالا رفته و در نهايت اين شرايط مانع از جذب سرمايه گذاري خارجي و داخلي و  عامل اصلي فرار سرمايه فيزيكي و انساني از كشور مي شه كه در پي آن تشديد نابرابري ها و شكاف درآمدي بين اقشار  مختلف اجتماعي بالاخص يأس، سرخوردگي خانوارهاي محروم و مبتلا به بيكاري از ديگر پديدهاي شوم و مخربي است كه موجبات تشديد نابساماني هاي بازار كار فراهم مي كنه، و در نهايت اگر خبرنگاران متعهد به راحتي از مسائل پيش رو خود در جامعه و اطراف بگذرند تبعات آن در درون و بيرون جامعه به طور ملموس و آشكار بروز خواهد نمود و اين تبعات در حوزه مسائل فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه بيشتر ظهور مي كند.

به طور جدي مي توان در مسائل فرهنگي، ضعف خلاقيت فكري، توليد انديشه يا ضعف خردورزي و در مسائل سياسي تعدد، تعارض و ابهام الگوهاي نيل به اهداف.... در مسائل سياسي تمركز قدرت، ضعف مديريت و مشاركت جمعي عام د رجهت تحقق اهداف جمعي و ضعف مردم سالاري، در مسائل اقتصادي كه از بيكاري نوشتم و مواردي ديگر از جمله ضعف عقلانيت ابزاري، ضعت توليد و بهره برداري بهينه از منابع در جهت پاسخگويي نيازهاي اساسي مردم و نظاير آن و در نهايت در مسائل زيست محيطي، تخريب منابع و آلودگي محيط زيست نام برد كه خبرنگاران متعهد  با هوشياري و نگاه ويژه به تمام حوزه هاي جامعه باعث تقويت و توسعه عملي و كاربردي آن خواهند شد.

خبرنگار مي داند و مي نويسد ، مي نويسد صداي حق را، صداي عدالت را، صداي برادري و برابري را، صداي آزادي و انديشه را، صداي مردان و زنان بي صدا را و مي نويسد صداي جامعه را...

خبرنگار صادقانه مي نويسد ، مي نويسد براي ساختن فرهنگ غني، مي نويسد براي ساختن كشوري آباد و آزاد، مي نويسد براي ساختن بهترين ها...

آري خبرنگار با شجاعت، با صداقت،با انديشه و با نگاهي ديگر مي نويسد...

اومدم بهت تبریک بگم ولی نمی دونم چرا جوگیر شدم و یه گوشه ای از حرفاتو بدون اجازه زدم.

راستی تا فراموشم نشده  بگم  که خبرنگار روزت به همراه  همه دغدغه هایت مبارک.

عابدی زاده

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 11:44 توسط عابدین عابدی زاده |

دوستی می گفت هر کسی که یه سر دارد و دو پا و دو چشم و  دو گوش که آدم نیست!!!!!

پی نوشت: منظورش و نفهمیدم ولی فکر کنم می خواد بگه که هر کسی که ظاهرش شبیه انسان است، نمي شه گفت که انسانه (آدمه)!!!! درست حدس زدم؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 18:58 توسط عابدین عابدی زاده |

هر کس بد ما به خلق گوید/ ما دل زغمش نمی خراشیم/ ما خوبی او به خلق گوییم/ تا هر دو دروغ گفته باشیم!!!!

***

خدایا مرا همواره آگاه و هوشیار دار تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری، مثبت یا منفی قضاوت نکنم. دکتر شریعتی

 بعد از کلی تاخیر دوباره اومدم! مدتي بود بنا به شرايطي از جمله مشغلات درسي كه قابل قبول هم نيست مشق هايم نمي نوشتم و مطلبي را به روز نمي كردم ولي دوستي عزيز و دوست داشتني وادارم كرد يا حتي بهتره بگم مجبورم كرد باز مشق هايم را بنويسم.

هفته گذشته  افتخار اين را داشتم كه در كنار جمعي از دوستان و  خبرنگاران عزيز حضور يابم كه مطمئناً به خاطرات عسلي و شيرين زندگي ام مي پيوندد، چند روز بعد از آن نشست يكي از اين عزيزان نقل قولي از دوست بزرگوار ديگري شنيده بود و چون روراست و بزرگوار بود موضوع را دوستانه به من گفت كه من جا دارد همين جا از ايشان كمال تشكر و قدرداني كنم چرا كه راز دوستي در اين است كه هرگز دوستانت را قضاوت نكني بلكه همواره نكات مثبت آنها را ببيني و  محبت را نه تنها با كلام بلكه با نگاه و لحن صدا ابراز كني نه با سوء ظن،همين باعث شد اين مطلب را در مورد سوء ظن بنويسم. 

دائره حسن ظن و سوء ظن گسترده است خصوصا در مسائل اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى و سياسى بيشتر ديده  مى شود و  يكى از بدترين و زشت­ترين رذائل اخلاقى است كه در جوامع امروزی به وفور مشاهده مي شود.

 سوء ظن يا پارانويد تقريبا يه درد و بيماري اجتماعي است كه در كشور ما بازم بنا به دلايل نامعلومي بيشتر ديده مي شود! دوستي مي گفت در بعضي كشورها قبل از هر چيز با ديدگاه مثبت به افراد نگاه مي كنند مگر اينكه خلافش ثابت شود ولي متاسفانه در كشور ما با نگاه منفي به ديگران نگاه مي كنيم مگر اينكه خلافش ثابت شود كه در اين صورت تا بخواهد خلافش ثابت شود فرصت ها مي سوزد كه کمترین هزينه  این فرصت ها استرس و نگرانی است.

هر چند شخصي كه دچار سوء ظن يا قضاوت هاي ..... در مورد ديگران مي شود بيش از آنكه اطرافيانش را آزار دهد خودش اذيت مي شود و زجر مي كشد، در واقع اين شخص به بسياري از آدم هاي به ديد دروغگو و ..... مي نگرد و هر آن نگران يك خيانت است كه موجبات عذاب خويش را فراهم مي كند، بدون شك چنين اشخاصي فقط در محيط كار اين حالات را ندارند و در محيط  خانواده، خويشان و كلاً در هر شرايط و محيطي كه با موجود انسان در ارتباط و سر و كار دارند اين گونه هستند. در نهايت به دليل سوءظن به اطرافيان خويش و با حركات و رفتاري كه از آنها سر مي زند افراد درستكار و مطمئني كه در مجموعه او كار مي كنند پس از مدتي از وي خسته و نهايتاً پراكنده مي شوند و اتفاقا افراد نادرست و .... باقي بمانند در واقع يك نتيجه كاملا معكوس.

يا اين تغيير به صورتي ديگر شكل مي گيرد و آن اينكه پس از مدتي افراد درستكار تغيير رويه مي دهند يعني اينكه به آن نقطه اي مي رسند حالا كه اين شخص به من شك دارد و فكر مي كند كه من (‌منفي)....... هستم بگذار اينگونه باشم(‌آش نخورده و دهن سوخته)

واقعا بايد به اين اشخاص آفرين گفت كه مي توانند از انسان هاي درستكار و ... انسان هاي زشتكار و ... بسازند.

خوش بيني يعني داشتن نگاه مثبت به زندگي و در تكاپوي شادي و خوشي كه هيچ هزينه اي ندارد و زمانش نيز كم اما سودش بي شمار.

امرسون مي گويد: وقتي هوا به اندازه كافي تاريك مي شود ستارگان را بهتر مي توانيم ببينيم. پس به جاي شب ستاره ها را ببينيم.

و در پايان اول به خودم و به شما خواننده معزز توصيه برادرانه و دوستانه مي كنم هرگز در كار ديگران گمان بد نبريم، چرا كه گناهي بزرگ و اخلاقي ناپسند است.

 نتیجه اخلاقی با شما؟؟

عابدین

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 13:24 توسط عابدین عابدی زاده |
وقتی من با عینک مو رو نمی بینم، تو چطور  پیچشش رو می بینی؟
 
+ نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 12:23 توسط عابدین عابدی زاده |

سلام دوستان باز هم هنرمندی از تبار هنر از این دنیای پر از ..... رفت، با شنيدن اين خبر اشك قلبم متأثر شد و به يادش اين ترانه را زمزمه كردم

عجب رسمييه رسم زمونه /قصه باد و برگ خزونه / ميرن آدما ازونا فقط / خاطره هاشون بجا ميمونه
غلام ششلول بند رفت. رفت از این دیار شصتاد لول بند! رفت از این دیار فنای فانی خالی بند! رفت از این دیار غصه و غم  دردو و دردمند! 

غلامی که همه دوستش داشتند حتی بیشتر از خشایار! 

خشایار را به خاطر رندی هایش و غلام را به خاطر دل جوانش! 

دل جوان کیومرث ملک مطیعی میلیون ها جوان را به حیرت وا میداشت. اکنون آن دل جوان از طپش ایستاده است! 

لبخند ما نیز بر لب ها خشکیده است! به احترام لبخند هایش که لبخند بر لبانمان جاری کرد به احترام مویی که در هنر این مرزوبوم سپید کرد   به احترام خاک هایی که در صحنه های زیر خورد: 

ایفای نقش غلام‌شش‌لول بند در سریال های .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 9:21 توسط عابدین عابدی زاده |

سلام به همه شما دوستان نازنینم

داریم به نوروز میرسیم. شاید خیلی زود باشه واسه زدن این تاپیک. ولی نمیدونم یه حس خاصی دارم. هنوز وقتی آهنگ "کودکانه" فرهاد رو میشنوم یه حس سبز به سراغم میاد.
با بوی سمنو و سبزه و شیرینی های خونگی دستپخت مادرم...
بوی عیدی...
این تاپیک رو زدم واسه اینکه به استقبال نوروز بریم. فارغ از همه گرفتاریهای روزانه.
کمی بچه شیم. این دل رو خونه تکونی کنیم.

هر کس از کسی تو این سایت دلگیر شده حلال کنه.از همدیگه حلالیت بطلبیم. از عید بگیم و بشنویم.
پیام نوروزی.... خاطره عید...رسم و رسوم منطقه تون... خلاصه هر چی به عید ربط داره.اینجا بنویسین.

به استقبال نوروز زیبا بریم.

راستی متن ترانه زیبای "کودکانه" از زنده یاد فرهاد به همراه دانلود MP3 را در ادامه مطلب بیابید. فاتحه ای هم برای شادی روحش بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 22:11 توسط عابدین عابدی زاده |

با کسب اجازه از استاد ارجمندم سرکار خانم دکتر آهنگر، مطلبی تحت عنوان "گوسفند باشیم" در وبلاگ استاد در خصوص خوشه بندي و يارانه هاي نقدي و سهام عدالت نوشته شده بود، لازم دانستم این مطلب را جهت خواندن و نظر  شما خوانندگان محترم این وبلاگ در این پست بیاورم.

به ادامه مطلب .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 13:58 توسط عابدین عابدی زاده |

 Eni

شرکت انی ایتالیاENI  یکی از بزرگترین شرکتها نفتی و گازی جهان می باشد که هم اکنون با  کشورهای مختلف دنیا قراردادهای عظیم نفتی و گازی دارند .

یک سال و پنج ماه از استعفاء کاری ام از شرکت انی ایتالیا می گذرد ، خاطراتی که در آن سالها با دوستان و همکاران ایتالیایی و دیگر کشورهای اروپایی داشتم شاید از بهترین خاطرات و روزهایی باشد که در طول زندگی ام گذرانده ام ، افتخار همکاری با این شرکت از سال 2001 میلادی داشتم.

بعد از یک سال با یکی از این دوستان ساعت 3:40 امروز، دیداری داشتم، این دوست عزیز در واقع در آن زمان مدیرکل سایت Site Manager بود که در کشورهای مختلف از جمله نیجریه، قزاقستان، تركمنستان، دبی، فرانسه، ایتالیا و .... تجربه های مدیریتی مرتبط با نفت و گاز را گذرانده است.

 در این دیدار چند ساعتی را در مورد مسائل مختلف از جمله مسائل اقتصادی ایران و ایتالیا و روابط کاری ..... بحث و گفتگوی دوستانه ای داشتیم که این دیدار شادی خاطرات خوب گذشته را دوباره در دفتر خاطرات زندگی ام زنده کرد.

 

بر خود لازم دیدم شما خواننده عزیز را نیز با چند جمله ای در مورد شرایط کاری در شرکت های اروپایی و تفاوت آن با شرکتهای ایرانی از خاطر گرانبهایتان بگذرانم.

 از خصوصیات بارز بسیار نیک ایتالیایی ها در محیط کار (اخلاق کار) این بود که افراد در شرایط بدون استرس و کمترین فشار کاری کار می کنند و همچنين هرگز در مسائل کاري همدیگر دخالت(فضولي) از نوع دخالت های که گاهگاه در شرکت های ایرانی دیده می شود وجود ندارد. به عنوان مثال مدير واحد يا پروژه هیچ وقت با شما با نگاه مدیر- کارمندی ندارد و روابط  صميمي و دوستانه بر كار حاكم است و طبيعتاً با این شیوه مدیریتی افراد انگیزه بیشتری جهت پیشبرد كار خود پیدا می کنند.

از دیگرخصوصیات اخلاقی آنها در شروع کار  سرزنده بودن و خنده های شاد آنها در اول صبح همراه با عبارتهایی از جمله " روز خوبی شروع کرده باشی " " "چه صبح زیبایی" و ... می باشد که در واقع روزشون را با شادی شروع میکنند تا در واقع روزشون را ساخته باشند يا به قول خودشان  “Making the day” بر خلاف ما ایرانی ها  که اول صبح معمولا دل و دماغ حرف زدن حتی با خود نیز نداریم و بیشتر ثم بکم هستیم و یا با جملاتی در اوایل صبح روز همدیگر را خراب می کنیم .در واقع به اصول اخلاقي از جمله مهربان بودن و محبت توجه زیادی دارند. بر ديوار اكثر واحدها جمله زيبايي ديده مي شد كه نوشته بود مهربانی هارمونی و نظم جهانی بوجود می آورد "Kindness make global harmony"

 هر چند کار کردن در چنین شرکت هایی آداب خاص خود را دارد به این معنی که نظم و انضباط كاري وجود دارد و کارمند یا کارگر موظف است کاری که به او محول شده به خوبی انجام دهد و هیچ کس حق دخالت یا فضولی در کار ایشان ندارد مگر اینکه بر خلاف ضوابط کاری تعریف شده کمپانی عمل کند. در این صورت اخطار کتبی Warning  می گیرد که در صورت تکرار مجدد تصمیمات دیگری در مورد شخص خاطی گرفته می شود.

و در آخر اینکه شرایط حقوقی(دستمزد) قابل مقایسه با شرکت های ایرانی نیست، معمولا حقوق هر شخص با توجه به سمتی (Position)  که دارد در مقایسه با همتای ایشان در شرکت های ایرانی  بین 5 الی 10 برابر و در بعضی موارد بیشتر از این است، و معیار حقوق افراد بیشتر توانایی تئوری و عملی (متخصص بودن) و شایسته سالاری است تا مدرک گرائی و روابط دوستانه.( در موقع استخدام قبل از اینکه سوال کنند، تحصیلات شما چیست؟ What is your Education?  ، می پرسند چی می دونی و شغلت چیه ؟ What is your occupation or job?.)

و مهمترین موضوعی که در کار توجه زیادی به آن دارند ایمنی کار و همچنین بیمه هاي درماني و سلامتي افراد است که در عمل همراه با شعاراول ایمنی بعد کار نیز دیده می شود. Safety first.

به نظر فاکتور حقوقی (دستمزد) می تواند هر شخصی را از فشارهای اقتصادی که در حال حاضر یکی از دغدغه های هر شخصی در زندگی است مصون دارد تا با فکر آزادتری برنامه های آینده خویش را هدفمند کند، بالاخص در كشور ايران كه همه چيز به سمت و سوي هدفمند شدن... مي رود.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 23:34 توسط عابدین عابدی زاده |