تبليغاتX
لحظه هایم را چگونه بگذرانم؟Tell Me
خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت. دکتر شریعتی

آیا شما تا به حال به چاپخانه رفته اید ؟ آیا نام چاپ سیلک به گوشتان خورده است ؟ آیا گذرتان به یک شرکت تبلیغاتی افتاده است ؟ اصلا می دانید لیتو گرافی یعنی چه ؟

شاید دانستن در مورد اینها خیلی ضروری به نظر نرسد ولی ممکنه یک روز شما هم جزء یکی از کاندیداهای انتخاباتی ریاست جمهوری ، مجلس یا شاید هم شورای شهر باشید ،

باشه زیاد  سخت نگیر ممکنه اصلا بخواهید یک کتاب چاپ کنید و یا اینکه کالاهای مورد نظر خود را  تبلیغ کنید و یا خدمات خود را به اطلاع مردم برسانید .

یا شاید هم ... و هزاران شاید دیگر ، ولی اگر من به جای شما بودم روی ادامه مطلب کلیک می کردم و یک نگاهی  به این گزارشات می انداختم و یه اطلاعات مختصری راجع به این عناوین کسب می کردم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 16:34  توسط عابدین  | 

بدون شرح!!

به مناسبت نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

شکم گرسنه کتاب می خواد چیکار...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:53  توسط عابدین  | 

بزرگ علوی ، داستان نویس معاصر (1375-1282) از نخستین تحصیل کرده های ایرانی در آلمان بود و سال های دراز عمر خود را در این کشور گذراند .

انچه می خوانید خلاصه داستان گیله مرد  است این داستان مدتها راهنمای عمل نویسندگان مبارز بود ، تاثیر این داستان را بر کتاب از( رنجی که می بریم )  نوشته جلال آل احمد به آشکار می بینیم .

نویسنده در این داستان کوتاه ، روح عدالت خواهی و مبارزه با استبداد اربابان را در چهره ( گیله مرد ) که دهقانی شورشی از گیلان است به تصویر می کشد . در گیر و دار این ستیزه و پیکار ماموران ابتدا همسرش را می کشند و سپس او را دستگیر می کنند . قرار است دو نفر مامور وی را در فومن به اداره امنیه تحویل دهند . این داستانم از مجموعه داستان ( نامه ها  ) برگزیده شده ، بیانگر واقعیت هایی تلخ از اوضاع اجتماعی و سیاسی دوره خاصی است که نویسنده آنها را هنرمندانه توصیف می کند .  

 

  نوع فایل pdf می باشد برای دانلود روی لینک دانلود کلیک راست کرده و روی گزینه save traget as کلیک کنید  .

نکته: برای خواندن کتاب به برنامه adobe acrobat reader احتیاج دارید

 دانلود کتاب گیله مرد از اینجا با فرمت Pdf  با حجم  kb121

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:38  توسط عابدین  | 

سینوهه پزشک مخصوص فرعون

نام من، نویسنده این کتاب سینوهه است و من این کتاب را برای مدح خدایان نمی نویسم زیرا از خدایان خسته شده ام. من این کتاب را برای مدح فراعنه نمی نویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام. من این کتاب را فقط برای خودم می نویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم. آن قدر در زندگی فرعونها و مردم زجر کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید سیرم.
من این کتاب را فقط برای این می نویسم که خود را راضی کنم و تصور می نمایم یگانه نویسنده باشم که بدون هیچ منظور مادی و معنوی کتاب می نویسم .هر چه تا امروز نوشته شده یا برای این بوده که به خدایان خوشامد بگویند یا برای این که انسان را راضی کنند.
من فرعونها را جزو انسان می دانم زیرا آنها با ما فرقی ندارند و من این موضوع را از روی ایمان می گویم. من چون پزشک فرعونهای مصر بودم از نزدیک، روز و شب، با فراعنه حشر و نشر داشتم و می دانم که آنها از حیث ضعف و ترس و زبونی و احساسات قلبی مثل ما هستند.
حتی اگر یک فرعون را هزار مرتبه بزرگ کنند و او را در شمار خدایان درآورند باز انسان است و مثل ما می باشد...

من چون انسان هستم در هر انسان که قبل از من در این جهان می زیسته زنده بودم و در هر انسان که پس از من باین جهان بیاید زنده خواهم بود.
آن انسان که هزارها سال بعد از این بوجود می آید غیر از من نیست زیرا وی هم مثل من نفس می کشد و غذا می خورد و می خندد و می گرید و مرتکب جنایت می شود و احسان می کند و حرص دارد و فریب یک یا چند زن را می خورد و از بوی خوش غذا لذت می برد و صدای موسیقی او را بوجد می آورد و روزها و هفته ها و شاید سالها در اندوه فرو می رود و از دوستان خود خیانت می بیند و خود بدوستان خیات می کند و مال خویش را بوسیله بخشش یا بازی طاس تلف می نماید و چون من ورشکسته می شود و در آخر عمر در همین گوشه عزلت یا بین افراد خانواده می میرد.
بهمین جهت من متاسف نیستم که این کتاب از بین برود زیرا بفرض اینکه این کتاب معدوم شود من در انسانهای آینده زنده خواهم بود.

این است آخرین کلام سینوهه مصری که در تمام عمر حس می کرد که تنها می باشد.

دانلود کامل این کتاب در سه بخش در ادامه مطلب ...

نوع فایل pdf می باشد برای دانلود روی لینک دانلود ها کلیک راست کرده و روی گزینه save traget as کلیک کنید  .

نکته: برای خواندن کتاب به برنامه adobe acrobat reader احتیاج دارید

دانلود قسمت اول کتاب

دانلود قسمت دوم کتاب

دانلود قسمت سوم کتاب

حجم قسمت اول :  ۱۲۹۳ k

حجم قسمت دوم : k ۱۸۶۲

حجم قسمت سوم : k ۱۴۱۷

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 15:43  توسط عابدین  | 

انسانها همه و همه خواهان عدالت هستند و به آن ارج می نهند و همیشه ما انسانها با خود فکر می کنیم که جامعه ای بی دادگر را باید تغییر دهیم و همچنین برای دموکراسی نیز ارزش بسیاری قائلیم و فکر می کنیم که مردم باید سهم بیشتری در این که چه کسی برایشان قانون وضع می کند داشته باشند اما عدالت و دموکراسی همیشه در تعارضند.

زیرا درون ما انسانها معمولا سرشار از حس حسادت و خشم نسبت به مردمان دیگرند و غرایز عشق آمیز و مهرمان بیشتر شامل حال کسانی می شود که به ما رابطه نزدیک تری دارند. به همین دلیل مردم از قدرت دموکراتیک و آزادیشان در راه پیشبرد سود و منفعت خود و مخالفت با منفعت های دیگران بکار می برند(البته این جنبه نسبی دارد).

حال مایلم نظر ارزشمند شما را در مورد عدالت و دموکراسی و اینکه چه ایده ای جوابگوی عدالتی همراه با دموکراسی بدون از هیچ گونه تعارض در ذهن سبزاندیش شما می گذرد؟ من را نیز راهنما باشید.

مانا باشید

عابدین

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 18:53  توسط عابدین  | 

فعالیتهای اقتصادی موجب تخریب و از بین بردن محیط زیست می شوند و هزینه های را به بار می آورند که در محاسبه تولید ناخالص ملی نمی آیند.

همانطوری که می دانید با فعالیتها و تولیدات صنعتی که در نتیجه تولید این خدمات و کالاها تاثیرات منفی نیز بر محیط زیست مانند جنگلها ، آب رودخانه ها و هوای سالم محیط می گذارد و با آلودگی آبها ماهیان دریا نیز نابود می شوند و ضررهای شدیدی بر سلامت جامعه و افراد نیر می گذارد.

به نظر شما این هزینه ها  باید در هزینه ناخالص ملی لحاظ شود و آیا با تولیدات صنعتی رفاه مردم بیشتر خواهد شد؟

بدرود

عابدین

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 12:46  توسط عابدین  | 

سلام بر همه دوستان، باز هم با تاخیر خدمت شما عزیزان رسیدم تا نظرتون را در مورد؟

رشد حجم پول ایران و رابطه آن با تورم، عرضه و تقاضا را از دیدگاه شما بدانم.

با تشکر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:54  توسط عابدین  | 

 قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد

گوش دل باز كن كه جان بینی
آن چه نادیدنی ست آن بینی

نوای كاروان در فضا طنین انداز ست و اطفال و زنان حرم چه با شكوه و عظمت حسین (علیه السلام) را همراهی می كنند. غم بر دل سایه افكنده و نفسها به شماره اند چرا كه امام دستور توقف داده اند.
"حضرت فرمود: انزلوا، هاهنا والله محطّ رکابنا و سفک دمائنا، هاهنا وَاللهِ مخطّ قبورنا، وهاهنا والله سبی حریمنا، بهذا حدّثنی جدّی؛ «فرود آیید، به خدا که این جا جای فرود آمدن و ریختن خونهای ماست، و اینجا جایگاه قبور ماست، به خدا که این جا جای به اسارت رفتن حَرَم ماست و این خبر را جدّم به من داده است».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 12:48  توسط عابدین  | 

با تشکر از دوستانی که از این وبلاگ بازدید می کنند و ما را از نظرات ارزنده خودشان بی بهره نمی گذارند.

امید بهروزی برای همه شما عزیزان را از حضرت احدیت دارم.

با پست انسان تاریخ ساز یا تاریخ انسان ساز در خدمت شما دوستان هستم.

نظر شما اندیشمندان را در مورد اینکه چه رابطه ای بین " انسان ها تاریخ را می سازند یا تاریخ انسانها را می سازد" وجود دارد؟

آیا بشریت در  حالت فاعلی و مفعولی تاثیری بر تاریخ دارد، یا به عبارتی دیگر بشر با اختراعات و ابداعات یا مخلوقات خود در محیط خود چه اثری می گذارد و مخلوق (آفریده انسان) نیز بر خود انسان مجددا اثر می گذارد؟؟

***

به دلیل مشغله درسی و کاری مطلب جدیدی نداشتم، در عوض نظرات ارزشمند اندیشمندان عزیز را در  مورد مطلب بالا در اینجا می آورم.

دکتر طالب موذنی: سوال جالبی است و البته برای من غیر صاحبنظر سخت.
با برداشتی شخصی که از مفهوم تاریخ دارم. تاریخ دو بخش دارد: بخش استاتیک (یا ایستا) و بخش دینامیک (یا پویا). بخش استاتیکی آن همان رخدادهای عینی و ثابتی است که در طول زمان رخ می دهد. اما بخش دینامیکی آن روابطی است که بین آن وقایع وجود دارد ( و یا می توان برقرار کرد) که بسته به فهم و دانش ما از انسان و جامعه می تواند متغیر باشد. به این صورت که ممکن است یک رخداد ثابت تاریخی به دو صورت ( و یا بیشتر) فهمیده شود.
حال در پاسخ به این سوال می توانم بگوبم که انسان بخش استاتیک تاریخ را می سازد. ولی بخش دینامیک تاریخ اگر بکار گرفته شود می تواند انسان ساز باشد.

مهندس محمد پولادیان:دوست خوبم فكر كنم تاريخ هر ملت در دو بخش اختياري ( كليه فعل و انفعالات موجود اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي و غيره ... ) انسانهاي موجود در آن مقطع از يك سو و بخش اجباري ( كليه مسائل طبيعي و خارج از قدرت انسان ) رقم مي خورد . بي شك تاريخ هر مرز و بوم با انسانها گره مي خورد و آنان در حالات فاعلي يا مفعولي نقش آفرينان آن در آينده خواهند بود و نوع نگرش و مخلوقات بشري در هر برهه مي تواند تاريخ آن را تحت تاثير قرار دهد.

حمید موذنی:انسان تاریخ ساز انسان است و تاریخ انسان ساز تاریخ است!
انسانها برخی ابژه تارخند و بعضی سوژه و تاریخ نیز گاه ابژه انسان است و گاه .....

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 12:16  توسط عابدین  | 

سلام دوستان

تمدن در مفهوم و مصداق یعنی چی؟؟؟؟؟

به نظر بنده تمدن در مفهوم یعنی پالایش وتعالی دادن فرهنگ ها و رفتارها به شیوه ای که الگوی

ارزشی انسانی مرجع دیگر فرهنگ ها باشیم، در این صورت جامعه ای متمدن خواهیم داشت.

نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 7:54  توسط عابدین  | 

 

رمضان اسمی از اسماء الهی می باشد و نبایست به تنهائی ذکر کرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنی ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) گوش فرا می دهیم.

هشام بن سالم نقل روایت می نماید و می گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابی جعفر امام باقر (ع) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم.

امام (ع) فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامی از اسماء الله است که نمی رود و نمی آید که شیء زائل و نابود شدنی می رود و می آید، بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه رمضان را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم اسم الله می باشد، و ماه  رمضان ماهی است، که قرآن در آن نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است و همچنانکه پروردگار بزرگ عیسی بن مریم(سلام الله علیهما) را برای بنی اسرائیل مثل قرار داده است.

و از حضرت علی بن ابی طالب(ع) روایت شده است که فرمود: « لا تقولوا رمضان ولکن قولوا شهر رمضان فانکم لا تدرون ما رمضان» شما به راستی نمی دانید که رمضان چیست (و چه فضائلی در او نهفته است). واژه رمضان و معنای اصطلاحی آن رمضان از مصدر « رمض» به معنای شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل ... معنا شده است، انتخاب چنین واژه ای براستی از دقت نظر و لطافت خاصی برخوردار است.

چرا که سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیری دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بی امانش، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش می باشد، عطشی ناشی از آفتاب سوزان یا گرمای شدید روزهای طولانی تابستان.

و عطش دیگر حاصل از نفس سرکشی که پیوسته می گدازد، و سوزشش براستی جبران ناپذیر است.

در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عکس برقرار است، بدین مفهوم که نفس سرکش با چشیدن آب تشنه تر می گردد، و هرگز به یک جرعه بسنده نمی کند، و پیوسته آدمی را در تلاش خستگی ناپذیر جهت ارضای تمایلات خود وا می دارد. و در همین رابطه است که مولوی با لطافت هر چه تمامتر این تشبیه والا را به کار می گیرد و می گوید:

آب کم جو تشنگی آور به دست

تا بحوشد آبت از بالا و پست

تا سقا هم ربهم آید جواب

تشنه باش الله اعمل بالصواب

زین صواب طلب بنده به کوی حق رسید

درد مریم را به خرما بن کشید

 

اما از سوی دیگر، عطش ناشی از آفتاب سوزان سیرپذیر است، و قانع کننده.

 

با آرزوی دعای خیر برای همدیگر

بدرود

عابدین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 8:4  توسط عابدین  | 


از ديـدگاه روانشناسي، انسانها به دو گروه تقسيم ميشوند؛ انسانهاي برونگرا و انسانهاي درونگرا.

پايه ي اين تقسيم بندي، نحوه ي برخورد افراد با مشكلات و ناكامي هايي است كه در كار و زندگي با آن روبرو مي شوند.يك فرد برونگرا، زماني كه با يك مشكل يا ناكامي روبرو مي شود، بلافاصله به دنبال يك مقصر "بيروني" ميگردد. اين مقصر ميتواند پدر يا مادر، مدير يا همكار، معلم يا مشاور، خواهر و برادر يا دوست او باشد. گاهي هم شانس و تقدير به عنوان مقصر قلمداد ميشوند. افراد برونگرا معمولاً به اين موضوع فكر نميكنند كه خودشان "بازيگر اصلي" سرنوشت خود هستند، و خودشان هم ممكن است مقصر باشند. البته اگر آنها به موفقيت هايي برسند، اين موفقيتها را هرگز به ديگران نسبت نمي دهند.افراد درونگرا درست در نقطه ي مقابل افراد برونگرا قرار مي گيرند. هر گاه مشكل يا چالشي براي آنها پيش آيد، بلافاصله به خودشان رجوع ميكنند: آيا ديدگاه من غلط است؟ آيا طرز فكر من نادرست است؟ آيا هدف نامناسبي را انتخاب كرده ام؟ آيا راه و روش يا ابزار من نادرست است؟ آيا موقعيت نامناسبي را براي اين كار انتخاب كرده ام؟ آيا شغلي كه دارم مناسب من نيست؟ آيا اطرافيان خود را به اندازه ي كافي نمي شناسم؟ آيا در انجام وظايفم كوتاهي كرده ام؟ اين رويكرد به افراد درونگرا اجازه ميدهد كه پيوسته خودشان را زير ذره بين بگذارند و به اصطلاح "مميزي" كنند؛ در حالي كه افراد برونگرا دائماً ديگران را زير ذره بين مي گذارند و آنها را مميزي ميكنند. 


متأسفانه، شرايط هميشه به زيان افراد برونگرا تمام ميشود آنها همواره غر ميزنند؛ به همه چيز و همه كس بدبين هستند؛ حوصله ي هيچكس را ندارند؛ و بعد از مدتي منزوي و گوشه گير مي شوند. آنها نميدانند كه لزوماً نميتوانند ديگران را تغييردهند تا مطابق ميل آنها رفتار كنند. و اصلاً چرا انسان بايد به فكر تغييردادن ديگران براي منافع شخصي خودش باشد؟ 


يكي از جنبه هاي مهم يادگيري اين است كه شما بتوانيد شرايط مختلف را درك كنيد، و اگر لازم است تا حد ممكن خودتان را با شرايط تطبيق دهيد. حالا خودتان را به گونه اي واقع بينانه ارزيابي كنيد: آيا درونگرا هستيد يا برونگرا؟ اگر برونگرا هستيد، بدانيد كه بايد يك دوره ي سخت رشد و تحول را پشت سر بگذاريد. اين هم يك انتخاب بزرگ است؛ آيا آماده ي انتخاب هستيد؟

 نظر شما چیست؟!!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 13:22  توسط عابدین  | 

                                              شما آن چيزي هستيد که باور دارید!!!

یکی از مهمترین چیزهایی که قادر هستید در خود ایجاد کنید، باور و اعتماد به خود است. باور و اعتماد به اینکه شما در هر زمینه از زندگیتان توانایی انجام کارهای مختلف را دارید و نباید هیچ سایه ی شک یا تردید بر این باور وجود داشته باشد. درواقع همه ی انسانها ظرفیت انجام کارهای فوق العاده در زندگیشان را دارند. اما بزرگترین مانع برای اکثر افراد، عدم اعتماد و اطمینان به خود است. برخی افراد آرزو دارند که می توانستند کارهای خاصی را انجام دهند، اما فاقد این اطمینان و باور هستند که آنها توانایی انجام آن کارها را دارند.
این باور و اعتماد به نفس است که افراد را در دستیابی به اهدافشان یاری می کند. اکثر ما امیدها و آرزوهای بزرگی در سر داریم، اما به خود اجازه می دهیم تا شک و تردید روی توانایی ها و اثربخشی ما سایه بیفکند.
همه ی ما احساس حقارت و خود کم بینی داریم، چون تصور می کنیم آنقدرها خوب نیستیم. فکر میکنیم به اندازه ی آدم های دیگر خوب نیستیم و آنقدر خوب نیستیم که بتوانیم چیزهایی که در زندگی می خواهیم را به دست آوریم. گاهي احساس میکنیم که استحقاق چیزهای خوب را نداریم. حتی اگر سخت کار کنیم و دستاوردهای زیادی در زندگیمان داشته باشیم، احساس می کنیم که مستحق این موفقیت ها نبوده ایم.
قانون جهانی باور و اعتماد می گوید که ما به هرچه باور داشته باشیم، با احساساتمان تبدیل به واقعیت می شود. ما آنچه را می بینیم باور نداریم؛ در عوض آنچه را که باور داریم می بینیم. اعتقادات و باورهای ما صفحه ی دید ما را نسبت به جهان شکل می دهد، و به هیچ اطلاعاتی که با اعتقادات و باورهایمان سازگار نباشد اجازه نمی دهیم از آن عبور کند. حتی به آن دسته از اعتقاداتمان که کاملاً با واقعیت ناسازگارند نیز اجازه ی دخول داده نمی شود، چون واقعیت و حقیقت برای ما همان باورهایمان هستند.
متداولترین و همچنین مضرترین باورها آنهایی هستند که خود محدود کننده هستند. اینها باورهایی در رابطه با خودمان هستند، مثلاً اینکه اعتقاد داشته باشید نمی توانید چیزی را به دست آورید چون آموزش یا پول کافی ندارید. ممکن است تصور کنید که نمی توانید چیزی را به دست آورید چون سن، جنسیت یا نژادتان برای دستیابی به آن مناسب نیست. اکثر این باورها صحیح نیستند، با انحال باعث عقب نشستن شما میشوند.
واقعیت این است که، شما استحقاق همه ی چیزهای خوبی را که توانایی به دست آوردن آن را از طریق استعدادها و توانایی هایتان داشته باشید، دارید. تنها محدودیت بر آنچه می توانید داشته باشید و دارید، فقدان میل و انگیزه است. اگر شما هدفی داشته باشید و برای به دست آوردن آن تلاش لازم را صرف کنید، هیچ چیز نمی تواند شما را از دستیابی به آن منع کند، فقط باید بخواهید و برای آن تلاش کنید، همین.
برای ایجاد باورهای مثبت باید دقیق تصمیم بگیرید که در آینده به کجا می خواهید برسید. هرچه در مورد نتیجه ای که می خواهید در آینده به دست آورید واضح تر تصمیم گیری کنید، برایتان آسان تر خواهد بود که عملکردها و رفتارهای خود را در کوتاه مدت تغییر دهید. و این درعوض به شما اطمینان خواهد داد که در بلند مدت به آنچه میخواستید برسید.
وقتی خیلی دقیق تصمیم گرفتید که چه نوع آدمی می خواهید باشید، اولین گام بزرگ برای ایجاد باورهای جدید را برداشته اید. برای ادغام باورهای جدیدتان با زندگیتان، باید برای خود مقرراتی تعیین کنید که در همه ی زمینه ها مثل آن فرد رفتار کنید. اگر شروع به رفتار کردن مثل آن فرد موفقی که دوست دارید بشوید کنید، به تدریج ارزشها، کیفیات و خصوصیات شخصیتی او را اتخاذ خواهید کرد و این خصوصیات کم کم جزء شخصیت شما خواهند شد.
اگر بتوانید هر روز و در همه ی موقعیت ها مثل آن فرد رفتار کنید، واکنشی زنجیره ای خواهد داشت. گرایشات و حالت هایتان تغییر خواهد کرد و مثبت تر خواهد شد. همین مسئله باعث ایجاد باورهایی نیرومندتر و مثبت تر خواهد شد. و این باورهایتان بعدها تاثیری مثبت بر روی ارزشهایتان خواهد گذارد.
شما هیچ محدودیتی در توانایی هایتان ندارید، مگر آنهایی که خودتان به آن اعتقاد دارید. افراد موفق افرادی غیرعادی و خاص نیستند. هیچ فرقی با شما ندارند، تنها تفاوت آنها این است که باور دارند که قادر به انجام هر کاری هستند. شما خوب هستید. و از امروز به بعد خود را به بهترین شکل ممکن بینید و هیچ محدودیتی برای امکانات و توانایی هایتان قائل نشوید. وقتی چنین باور و اعتمادی را در خود ایجاد کردید، و برطبق باورهایتان رفتار کردید، آینده تان نیز نامحدود خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:34  توسط عابدین  | 

سلام  دوستان

موفقیت در زندگی لازمه داشتن دانش بالا، ثروت زیاد، قدرت و مقام اجتماعی نیست. بلکه موفقیت  یعنی خود باشیم ونه دیگری. موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکرد بر اساس ان. موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای بهتر. موفقیت تجهیز امروز خود برای فردای پر بار .

اگر امروز شما بخواهید الگو یک فرد موفق را در زندگی خود دنبال نمایید آن فرد که خواهد بود؟  شاید شما در لیست خود افرادی را با ویژگی های زیر انتخاب نمایید: 

بیل گیتس بخاطر ثروت عظمیش
آرنولد شوارتسنگر بخاطر قدرت بدنی بالا
آلبرت انیشتین بخاطر هوش خارق العاده اش
والت دیسنی بخاطر قدرت تخیل اش
ژاکلین کندی بخاطر وقار و متانت اجتماعی
مادر ترزا بخاطر قلب بزرگ و خدمتکارش

شاید هم هیچکدام از افراد بالا، اما هر که را که انتخاب می کنید سعی نکنید که تبدیل به دیگری گردید زیرا این بزرگترین اشتباه در زندگی می باشد.

 موفقیت یعنی خود باشیم و نه دیگری!!!

متاسفانه برای بسیاری ازافراد معیار موفقیت تبدیل شدن به فرد دیگری است که بخاطر ویژگی های مخصوص در صدر رسانه های گروهی قرار گرفته است. این موضو ع نه تنها باعث موفقیت نمی گردد بلکه سازنده نگرش غلطی می باشد که زندگی غیر واقع بینانه ای را به فرد القا می کند. 

خود بودن یعنی شناخت هدف زندگی و رشد در آن. هانری کایزر بنیان گذار کایزر الومینیوم و نظام مراقبت های درمانی کاریزر می گوید بدون تعیین هدف انسان نمی تواند از ظرفیت خود به بهترین صورت استفاده کند. همه ما در زندگانی غرض و مقصودی درایم که بخاطر آن آفریده شده ایم. امروز هدف زندگی شما چیست و چقدر در بالندگی آن جهت رشد و شکوفایی تلاش کرده اید؟

 موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکردی بر اساس آن
متعهد کردن خود به هرچیز به معنی شکست در همه چیز می باشد. بعبارت دیگر فرد همه کاره هیچ کاره است. اگر امروز به شما حق انتخاب دهند تا در بین دو گزینه زیر یکی را انتخاب کنید کدام را بر می گزینید پول و یا وقت؟

متاسفانه اکثر مردم پول را بر وقت ترجیح می دهند بدون اینکه دریابند وقت هدیه ای است گرانبها که چنانچه در آن اشتباه کنیم هرگز قابل بر گشت نیست در جائیکه اشتباهات مالی را می توان تصحیح کرد. این گونه طرز تفکر و ارجحیت بندی غلط میباشد که سد موفقیت در زندگی می گردد. بدست آوردن پول اشتباه نمی باشد ولی قرار دادن ان در رتبه اول ارجحیت غلط میباشد.  شناخت ارجحیت های روزانه است که شما را وامی دارد تا وقت خود را انگونه که لازم است سپری کنید و نتایج عالی را نصیب خود کنید. شناخت ارجحیت های زندگی ربطی به داشتن ساعت های دقیق و یا یادداشت تمام جزئیات زندگی روزانه تا دقیق آخر نیست بلکه مدیریت اجرایی و درک نیاز، بازدهی و نتیجه می باشد. 

 برای اینکه ارزش وقت را در 24  ساعت بدانید از پدری بپرسید که دارای شش فرزند می باشد و مزد روزانه او تامین کننده زندگی اوست

برای اینکه ارزش وقت را در یک ساعت بدانید از عاشقی بپرسید که در انتظار ورود معشوق خود می باشد

برای اینکه ارزش وقت را در یک دقیقه بدانید از فردی بپرسید که آخرین پرواز خود را بدلیل تاخیر از دست داده است.

برای اینکه ارزش وقت را در یک ثانیه بدانید از فردی بپرسید که در تصادف رانندگی جان سالم بدر برده است.

برای اینکه ارزش وقت را در یک صدم ثانیه بدانید از قهرمان المپیک سئوال کنید که بخاطر یک صدم . ثانیه که از دست داد می بایست چندین سال دیگر برای بدست اوردن مقام خود زحمت بکشد. اگر چه نمی توان وقت خود را در طول روز اضافه نمود ولی می توان نحوه برخورد با آن را به جهت موفقیت بیشتر تغییر داد. شما با وقت خود چگونه بر خورد می کنید؟

تعریف شما از موفقیت؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 14:40  توسط عابدین  | 

" مبعث "  پیام آور عدالت و کرامت انسانی

آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص)آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد .

بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض ؛ جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛ معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند.

مبعث نبوی با نهضت معنوی شروع شد و انقلابی در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد .این تحول روحی ؛ مردم مادی بت پرست را به مبدا آفرینش راهنمایی کرد و از کردار زشت برحذر ساخت و به نیکویی دعوت نمود . پیامبر (ص) پیروان خود را به این منقبت ستود که شما بهترین امت من هستید و می توانید دنیای بشریت را با اجرای قانون متین قرآن به سعادت مطلوب برسانید .

رسول خدا (ص) در روز 27رجب در مکه مکرمه دعوت به خدا را آغاز کرد و سالها بعد در مدینه حکومت اسلامی را تشکیل داد .

حضرت محمد(ص)دین مبین اسلام را به مردمی عرضه کرد که جملگی در آتش جهل می سوختند و دعوت او چنان دلنشین بود که به سرعت دیوارهای جهل و خرافات را فرو ریخت و مردم موج موج به  اسلام گرویدند .

رسول خدا در مدینه منشور حکومتی اسلام را پایه ریزی و همه مردم را در اداره حکومت شریک کرد .

حضرت محمد (ص) سالها به صورت پنهانی مردم مکه را به سوی خدا دعوت کرد و آن زمان ندا آمد که

دعوت آشکار کن ؛ دشمنان چنان عرصه را بر او تنگ کردند که به دستور خدا هجرت آغاز کرد . پیامبر گرامی اسلام پس از 13سال توقف در مکه در اثر فشار  و اذیت و آزار قریش از طرف خداوند مامورشد به مدینه هجرت  کند ؛ هجرت پیامبر و مسلمانان به مدینه ؛ فصل تازه ای در زندگی  

  پیغمبر اکرم (ص)و اسلام گشود ؛ همچون کسی که از محیط آلوده و خفقان آور به هوای  آزاد و سالم پناه برد .هجرت پیامبر (ص)و مسلمانان از مکه به مدینه برای پی ریزی زندگی اجتماعی اسلام ؛ نخستین گام بلند
در پیروزی و گسترش اسلام و جهانی شدن آن بود .مبعث نبی اکرم اسلام در سراسر ایران اسلامی با شکوه خاصی گرامی داشته می شود .

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 8:29  توسط عابدین  | 

بهداشت رواني


 بهداشت رواني چيزي بيش از فقدان بيماري رواني است. اغلب افراد جامعه از سلامت روان خود غافل بوده و نسبت به آن بي اعتناء ميباشند. ويژگيها و معيارهاي بهداشت روان را ميتوان اينگونه برشمرد:

1- كيفيت انديشيدن توام با آرامش با رويكردي خنثي و يا مثبت است. در مقابل انديشه پر تنش، آزار دهنده و منفي.

2- افكار بدون هيچ مقاومتي مي آيند و مي روند، بدون آنكه تنش قابل توجهي ايجاد كنند. در مقابل تفكر وسواسي و تكرار شونده.

3- فرد در زمان حال زندگي ميكند و تمام حواسش معطوف كاري است كه در حال انجامش است. در مقابل فردي كه غالب اوقات در خشم از گذشته و ترس از آينده بسر ميبرد.

4-احساس آرامش، امنيت، شفقت، شوخ طبعي، قدر شناسي، رضايت و كنجكاوي. در مقابل احساس تنش، خشم، نا امني و نفرت.

5- زندگي كنترل پذير مي نمايد. در مقابل احساسي كه زندگي از كنترل شما خارج است.

6- مشكلات قابل حل بنظر ميرسند و فرد خوشبينانه به مشكلات خود مينگرد. در مقابل مشكلات حل ناپذير بنظر رسيده و فرد بدبينانه به مشكلات خود نگاه ميكند.

7- عزت نفس و اعتماد بنفس بالا. در مقابل اعتماد بنفس پايين و احساس اضطراب و نا اميدي.

8- فرد احساس خوبي نسبت به خود دارد. فرد نقاط ضعف و قوت خود را بخوبي ميشناسد.

9- فرد اجازه نميدهد احساساتي مانند ترس، خشم، عشق، حسادت، گناه و اضطراب تمام وجودش را در برگيرند.

10-توان برقراري روابط اجتماعي و بين فردي رضايت بخش و پايدار.

11-توانايي خنديدن به خود و با ديگران.

12- فرد با وجود اختلاف عقايد، تفاوتها و كاستي ها براي خود و ديگران احترام قائل است.

13-توانايي پذيرش مشكلات و ناكاميهاي زندگي.

14- استقلال در تصميم گيري. عدم هراس از مشكلات و توانايي در حل بهنگام آنها.

15-توانايي سازگاري با محيط پيرامون و تغييرات.

16- داشتن روحيه شاد و با نشاط.

17-توانايي تامين نيازهاي شخصي.

18-توانايي لذت بردن از زندگي.

19- توانايي برقراري تعادل و توازن: ميان كار و تفريح، خواب و بيداري، استراحت و فعاليت بدني، تنهايي و معاشرت با ديگران، داخل خانه ماندن و از منزل خارج شدن.

20- انعطاف پذيري: افرادي كه داراي عقايد خشك بوده و در هيچ شرايطي حاظر به تغيير عقايد خود نيستند (حتي با استدلالهاي روشن و متقاعد كننده) در واقع خود را معرض استرس زيادي قرار ميدهند. انعطاف پذيري در انتظارات و احساسات نيز ضرروي است. افرادي كه برخي احساسات و هيجانات خود را سركوب كرده و از ابراز آنها نگراني دارند خود را در معرض بيماريهاي رواني قرار ميدهند. فرد ميبايست توانايي تغيير كردن، رشد كردن و تجربه كردن طيف وسيعي از احساسات را همگام با تغيير شرايط زندگي دارا باشد.

21- (قابليت ارتجاعي) تاب آوري: در فيزيك به توانايي بازگشت به شكل اوليه پس از خم شدن، كشيده شدن و يا فشرده شدن ميباشد. اما در روانشناسي به مفهوم بازگشت به وضعيت عادي و طبيعي پس از مواجهه با ناملايمات روزگار، تغييرات و استرسها با حداقل درد و رنج است. يعني همان تاب آوردن زير فشار رواني و حفظ ثبات احساسي و سلامت رواني. توانايي كنار آمدن با ناملايمات و سازگاري با تغييرات. بيرون آمدن از شرايط سخت. ميزان مقاومت و تحمل شما.

22-توانايي دوست داشتن و عشق ورزيدن و همچنين دوست داشته شدن.

23-خلاق و بهره ور بودن.

24- توانايي بهره گيري از قوه تخيل. خيالپردازي نيز براي سلامتي روان ضروري است. اما تا حدي كه فرد قادر باشد ميان تخيل و واقعيت تفاوت قائل شود و آن دو را از هم تميز دهد.

25-فرد احساسات خود را ميشناسد.

چند نكته براي حفظ سلامت رواني


1- مهارتهاي حل مسائل و اختلافات را فرا گيريد.

2-اعتماد بنفس و عزت نفس خود را افزايش دهيد.

3-هرگز خود را قرباني قلمداد نكنيد.

4- روشهاي مديريت زمان را بياموزيد.

5- اجازه ندهيد احساسات شما در درونتان انباشته گردند. احساسات خود را با ديگران در ميان گذاريد.

6-از بحثها و نزاع هاي غير ضروري اجتناب ورزيد.

7-عواملي كه در شما ايجاد استرس ميكنند را شناسايي كرده و مواجهه با آنها را به حداقل برسانيد.

8-تكنيك هاي تمدد اعصاب و آرامش يافتن را فرا گيريد.

9-به اطرافيان خود بي توجه نبوده و در صورت لزوم ياري دهنده آنان باشيد و در حد توانايي خود بكوشيد مشكلاتشان را رفع كنيد.

  •  بهداشت روان همان پندار نيك، گفتار نيك و كردار نيك است

با تشکر فروان از دوست عزیزم  مهندس پولادیان مطلبی را  در باب بهداشت روان ذکر کردند که لازم دانستم با اجازه ایشان این نکات ارزنده را بیان کنم۰

1- ایمان و اعتقاد به موجودی برتر در تمامی حالات

2- ورزش نمودن و انجام فعالیتهای بدنی با برنامه

3- نوشتن مطالب درونی در هر قالب و نوعی

4- ارتباط و اعتماد به کسی که همواره قابل مراجعه و تشریک مساعی باشد

درود بر دوست عزیزم که خلاصه و مفید نکات ارزنده ای را به من هدیه کردند٫ امیدوارم که بتوانیم در زندگی الگو قرار دهیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 15:20  توسط عابدین  | 

 

مدیریت زمان عبارت است  از زمانبندی فعالیتها برای استفاده بهینه از وقت می باشد. به سخن دیگر مدیریت زمان عبارت است از زمانبندی کارها و فعالیتهای روزانه یا ماهانه، به منظور انجام اثر بخش آنها، اساس این نوع مدیریت را استفاده کارآمد از زمان تشکیل می دهد.

 

پی نوشت:

 

 تا حالا شده متوجه ارزش زمانی شده باشی؟ یادت نمیاد، یه خورد فکر کن؟

یه مثال ساده که فکر میکنم توی زندگی همه ما حداقل یکبار رخ داده شاید هم برای شما  نه،  تا حالا شده سر جلسه امتحان کلی از تست ها یا سوالات ناجوابت  باقی مانده باشه و تو همان لحظه مراقب جلسه اعلام کنه 1 دقیقه وقت دارید و برگ ها بالا، چه اتفاقی واست میافته، "با کلی سوال مانده که حداقل جواب نصفشون را می دونی".

خودم  به شخصه اضطراب و استرس میاد سراغم و شاید آنجا باشه که متوجه می شم زمان یعنی چی، ولی دیگه فایده ای نداره زمان تعیین شده تمام شده !!!

خوب به نظر بنده اگه زمانمان را کنترل می کردیم و همراه با زمان همساز می شدیم با چنین مشکلاتی هم مواجه نمی شدیم.

زندگی یا عمر آدمی هم مثالی دیگر از همین نوع است که باید مواظب باشیم که در دقیقه آخر متوجه زمان نشویم.

 

 حالا چگونه زمانمان را کنترل کنیم ؟

  

با این دو سئوال منتظرات نظرات ارزنده شما هستم؟؟؟

 

·        زمان غیر قابل کنترل ؟

·        زمان قابل کنترل ؟

 

سپاس

عابدین

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 11:52  توسط عابدین  | 

دوستان سلام

 

من کماکان منتظر راهکارها و نظرات شما عزیزان در مورد سوال مدیریت زمان هستم.

 

و در ذیل هم در مورد ویژگیهای زمان با هم تبادل نظر و نقد و بررسی  می کنیم.

 

بدون کامنت از این صفحه نگذرید (چون هم اکنون زمان در دست توست).

 

سپاس

  

ویژگیهای زمان

 

تنها تمایز زمان با دیگر منابع مثل ثروت٬ تکنولوژی و غیره یکسان تقسیم شدن آن بین تمام انسانها است.

 

v     زمان را نمی توان خرید یا فروخت

v     زمان را نمی توان ذخیره کرد

v     زمان را نمی توان متوقف کرد

v     زمان را نمی توان قرض کرد

v     زمان را نمی توان انتقال داد

v     بدون وجود آن انجام هیچ کاری ممکن نیست

 

زمان آبستن حادثه هاست ( خوب یا بد حاصل اندیشه ماست)

 خواه ناخواه صرف می شود.

 

 

بند۱: زمان را نمی توان خرید یا فروخت

یکی از ویژگیهای زمان عدم قابلیت خرید آن است. در واقع زمان از جمله منابعی ایت که به صورت آزاد و مساوی میان همه انسانها توزیع شده است و نابرابری از نوع مدیریت زمان ناشی می شود.

افراد موفق کارهای زیاد را در زمان بسیار کوتاه و با کیفیت بهتر انجام می دهند٫ انسانهای موفق می کوشند که جسم و روح خود را بر فعالیتهایی متمرکز سازند که بیشترین نتایج را به بار می آورند.

بند۲: زمان را نمی توان ذخیره کرد 

زمان بی وقفه به پیش می تازد و انسان هر لحظه پیرتر می شود. زمان تنها منبعی است که اگر از دست رود و تلف شود٫ هرگز قابل جایگزینی نیست. در حالی که بسیاری از مردم عادی از ذخیره کردن زمان صحبت می کنند اما واقعیت این است که زمان قابل ذخیره نیست. اما افراد موفق محتکر زمان هستند٬ زیرا آنها نسبت به دیگران از وقت خویش٬ استفاده اثر بخشی می کنند. اینان عقیده دارند که برای استفاده و بکارگیری هر موضوع ضرورت ندارد که تمام جزئیات آن را بدانیم.

همین عقیده منجر به صرفه جوئی در وقتشان می شود. به هر حال زمان٬ قابل پس انداز نیست و اگر مورد بهره برداری قرار نگیرد٬ از دست رفته تلقی می شود.

بند۳: زمان را نمی توان متوقف کرد 

زمانهای از دست رفته٬ بازگشتنی نیستند و شاید این بی رحمانه ترین قوانین باشد. زمان همانند تیری است که از کمان رها می شود٬ هرگز باز نمی گردد و با شتاب هرچه تمامتر به پیش می رود. شما همیشه می توانید کار جدیدی آغاز و یا ثروت تازه ای کسب کنید اما هرگز قادر به توقف زمان نخواهید بود.

زمان گرانبهاترین و ضروری ترین منبع است. هیچ چیز جای وقت از دست رفته را نمی گیرد٬ اما یکی از روشهای کنترل زمان این است که ابتدا به مهمترین فعالیتهای خود پرداخته  و همواره بپذیرید که برای انجام کارهای واقعاً ضروری همیشه وقت خواهید داشت.

با سپاس

عابدین

منتظر نظرات ارزنده شما عزیزان در مورد بندهای بعدی هستم.

v     زمان را نمی توان قرض کرد

v     زمان را نمی توان انتقال داد

v     بدون وجود آن انجام هیچ کاری ممکن نیست

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 10:38  توسط عابدین  | 

 

مدیریت زمان

 

(برنامه ریزی کار و وقت)

 

  • تنظیم وقت
  • تعیین اولویت ها

آیا شما دو آیتم بالا را چگونه بررسی می کنید؟

 

منتظرم؟

 

****

 

نظراستادانه و کارشناسی شده حناب طالب موذنی

 

 با سلام،

به نظر من، مدیریت زمان یک نوع مدیریت بر خود است. وقتی کسی در زمان زندگی می کند و می خواهد به نوعی کارهایش را با آن کنترل بکند در واقع مثل این است که دارد خودش را برای انجام کارها مدیریت می کند.
در اینجا برای داشتن یک مدیریت خوب بر زمان راه ها و استراتژی های زیر پیشنهاد می شود:

1- مشخص کردن دقیق اهداف. قبل از هر چیز هر فردی باید مشخص کند که دنبال چه اهدافی است. کسی که هدفی نداشته باشد و برایش معلوم نباشد که با انجام یک کار می خواهد به کجا برسد، ممکن است دچار آشفتگی در انجام کارها شود و یا حتی ممکن است پس از مدتی از راهی که رفته، دوباره به نقطة اول برگردد. در این مرحله هر چه اهداف واضح تر باشد، رسیدن به آن راحت تر صورت می گیرد.

2- اولویت بندی زمانی و ارزشی اهداف. بسته به اینکه یک هدف چه قدر برای فرد مهم و ارزشمند است و اینکه برای رسیدن به آن چقدر وقت نیاز است و همچنین رسیدن به آن هدف در چه برهه ای از زمان مهمتر است، آن اهداف را می توان براساس اولویت لیست کرد. مثلاً می توان آنها را به کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت تقسیم کرد.

3- برنامه ریزی جهت رسیدن به اهداف. بعد از آن که اهداف مشخص شد، نوبت به ابزارها، راه ها و روشهایی می رسد که لازم است برای رسیدن به آن اهداف بکار گرفته شود. این کار، نیاز به یک برنامه ریزی مدون دارد که فرد بداند و بتواند در زمان مقتضی آن برنامه را برای رسیدن به آن هدف اجرا کند.

4- شناسایی مشکلات قبل از برنامه ریزی و اجرای برنامه ها. ممکن است مشکلاتی برای هر فردی در حین اجرا و انجام برنامه ها پیش آید که باعث کند شدن و احیاناً به هم ریختن کل برنامه ها شود. فکر کردن و شناختن مشکلات قبل از اینکه پیش بیایند، باعث می شود که فرد بتواند چنان برنامه ریزی کند که کارهایش براساس زمان اختصاص یافته پیش رود. همچنین با توجه اینکه اکثر مشکلات بدون علت نیست، با شناختن علل آنها می توان کاری کرد که آن علت ها پیش نیاید.

امیدوارم مطالب بالا قابل توجه بوده باشد. در این مورد خودم هم مبحثی تحت عنوان مدیریت سر وقت دارم که انشاءالله روز اول دی ماه امسال آن را در وبلاگم می گذارم.

 

 

برداشت بنده پیرو نظرات جناب آقای طالب موذنی که کمال تشکر را دارم.

 

فعالیتها بر حسب اهمیت و ضرورت

 

اهمیت Importance

 

  • خیلی مهم:            بایستی انجام شود
  • مهم:                   بهتر است انجام شود
  • کمی مهم:             ممکن است مفید باشد اما لازم نیست
  • غیر مهم:             هیچ مقداری از آن نباید انجام شود

 

ضرورت Necessity

 

  • خیلی ضروری:     بایستی همین حالا انجام گیرد
  • ضروری :           بهتر است همین حالا انجام گیرد
  • غیر ضروری:      می تواند در یک وقت دیگری انجام شود

سپاس

عابدین

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 17:1  توسط عابدین  |